همانند كارهاى او كرد ، نمىتوان گوى سبقت را در خوشنويسى از دست « مير » و در نقاشى از دست « مانى » نقاش گرفت ، ولى در اثر تلاش و كوشش شايان ، مىتوان كلمهاى به شيوه « مير » نوشت يا تابلوى كوچكى را به اسلوب « مانى » نقاشى كرد .
بنا به همين قانون عمومى ، اگر قرآن كريم بليغترين كلام بشرى بود - نه كلام خدا - براى ديگران و خاصه سخنوران نامى جهان امكان داشت كه در اثر ورزيدگى درهمين اسلوب ، كتابى و دست كم سورهاى شبيه و همانند يكى از سورههاى قرآن بسازند .
قرآن كريم در مقام معارضه در موارد متعددى ، كلامى همانند خود را از مردم خواسته نه بهتر از خود :
« فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ »
« 1 »
« فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »
« 2 »
« فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ »
« 3 »
« لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً »
؛ « 4 »
در خاتمه بحث بايد توجه داشت كه قرآن تنها با شيوايى و نظم عجيب خود ديگران را عاجز نكرده است ، بلكه از جهت اين كه بر پاسخ واقعى همهء نيازمندىهاى بشر مشتمل است و به علت خبرهاى غيبى كه داده و به دليل حقايقى كه بيان نموده و از ساير جهات كه در اين كتاب آسمانى جلوه مىكند ، « تحدى » مىنمايد و به عموم بشر اعلان مىكند كه نخواهند توانست مثل و مانند آن را بياورند .
هامش
( 1 ) . طور ، آيهء 34
( 2 ) . بقره ، آيهء 23
( 3 ) . هود ، آيهء 13
( 4 ) . اسراء ، آيهء 88