از بعثت تا هجرت
در محيط تاريك « جزيرةالعرب » كه بدون اغراق بايد نام آن را منجلاب بدبختى و كانون ظلم و فساد گذارد و در جهانى پر از بيدادگرى و ستم ، خداى متعال پيامبر خود را به عنوان رحمتى كه به جهانيان فرستاده شود ، برانگيخت و مأموريت داد كه مردم را به توحيد و يگانه پرستى دعوت كند ، و به عدالت و نيكوكارى و تحكيم روابط اجتماعى بخواند و در هر چيز ، بدون مسامحه و مساهله به پيروى حق و طرفداران حقيقت قيام كند و پايههاى سعادت بشر را روى اساس ايمان و تقوا و تعاون و فداكارى ، استوار نمايد .
نخست آن حضرت مأموريت اصل دعوت را داشت و چون در محيطى پر از سرسختى و بىرحمى و ستمكارى بود ، مأموريت خود را تنها با افرادى در ميان نهاد كه كم و بيش اميد پذيرش در آنها مىرفت و به اين ترتيب ، شمار معدودى به وى ايمان آوردند كه نخستين مرد - بر حسب روايات - پسر عمو و دست پروردهء خود وى ، علىبن ابىطالب عليه السلام و نخستين زن همسرش « خديجه كبرى » عليها السلام بود .
پيامبر صلى الله عليه و آله پس از چندى مأموريت يافت كه خويشان نزديك خود را دعوت كند و به پيروى از منشور وحى ، خويشان و نزديكان خود را - كه در حدود چهل نفر بودند - به خانه خويش دعوت كرد و مأموريت آسمانى خود را اظهار نمود و سپس آن حضرت به امر خداى متعال به دعوت علنى و عمومى پرداخت و مشعل فروزان