افسانههاى بسيار يافت مىشود و هنوز هم كه هنوز است بخت در پيشآمدها و كارهاى روزانهء بشر دخالتهاى مستقيم و غيرمستقيم بسيار دارد .
ولى وقتى كه باريكبينى كرده و به محاسبهء علل اينگونه حوادث پردازيم به اشتباه خود پى برده و خواهيم فهميد كه علت پيدايش اين موضوع خرافى اين بوده كه ما « دائم » را به جاى « غالب » گذاشتهايم .
كندن چاه پنجاه مترى پيوسته انسان را به آب نمىرساند ( كه در نتيجه اگر به آب نرسيد بدبختى و اگر به گنج رسيد خوشبختى بوده باشد ) بلكه گاهى به آب مىرساند كه در پنجاه مترى سطح زمين آب موجود بوده باشد . چيزى كه هست كندن چاه پنجاه مترى هميشه انسان را به همان چيزى كه در پنجاه مترى سطح واقع است مىرساند . اگر آب است آب و اگر گنج است گنج و اگر سنگ است سنگ . و اين دائمى است .
و البته موقعى كه كندن چاه به گنج هدايت كرده از اين جهت بوده كه در پنجاه مترى سطح زمين گنج وجود داشته و با برداشتن خاك كه روى او را پوشانيده بود گنج پوشيده پيدا شده و اين علل و شرايط جز اين ، نتيجه نداشته است . منتهاى مراتب در ظرف غرض فاعل چنين چيزى نبوده است .
در همه موارد كه به خوشبختى و بدبختى توجيه مىشود و عنوان خوششانسى و بخت سفيد و يا بدشانسى و بخت سياه تلقى مىكنيم هر چند تفحص كنيم نمىتوانيم حادثهاى را پيدا كنيم كه اثر مستقيم علل و شرايطى كه در محل واقعه تراكم نموده ، نباشد و غايتى نمىتوانيم بيابيم كه ارتباط ذاتى با اسباب و قواى حاضره و فعاله پيدا نكند . هر هدفى با علل و اسباب مناسب خود ارتباط تنگاتنگى دارد .
مسائلى كه در اين مقاله اثبات گرديده به شرح زير است
1 - / هر حادثهء زمانى نيازمند به علت مىباشد و با تعبير عمومىتر هر ممكن محتاج به علت است .
2 - / چنان كه وجود علت ، علت وجود معلول است عدم علت ، نيز علت عدم معلول است .