نظريهء فقر وجودى كه در مقابل سه نظريهء گذشته است نتيجهء قطعى اصول « حكمت متعاليه » است و بيشتر از هر چيز با اصالت وجود و تشكك وجود رابطه دارد . روى نظريهء اصالت وجود در تحقق و در مجعوليت ، از نظريهء ماهوى كه مورد قبول قاطبهء حكماى پيشين بوده براى هميشه بايد دست كشيد ولى چيزى كه موجب تعجب مىشود اين است كه پيروان حكمت متعاليه و حكماى اصالت وجودى نيز در اظهارات و استدلالات خود به همان نظريهء ماهوى اعتماد كردهاند . و آن را مقبول و مسلم گرفتهاند و تاكنون ديده نشده كه خدشهاى بر او وارد كرده باشند . شايد علت اين اعتماد اين است كه نتيجهء اين استدلال با نظريهء فقر وجودى يكى است و همانطورى كه طبق نظريهء ماهوى ، حدوث موجودات دليل بر امكان ماهوى و كاشف از عدم وجوب ذاتى آنهاست ، طبق اين نظريه نيز حدوث موجودات دليل احتياج وجودى و وابستگى آنها به شرايط و مقدمات خاصى است و ايضاً همانطورى كه طبق نظريه ماهوى قدم زمانى با معلوليت منافى نيست طبق اين نظريه نيز منافى نيست . مطابق نظريهء ماهوى ، ماهيت داشتن نشانهء تساوى نسبت ذات شىء با وجود و عدم ( امكان ) است و اين تساوى دليل بر احتياج بهعلت و مرجح است ، در اين نظريه نيز ( به بيانى كه در مقالهء 14 خواهد آمد ) ماهيت داشتن دليل بر فقر وجودى است . پس نتيجهء محاسبه ، طبق اين دو نظريه يكى است و هر چند اصول نظريهء ماهوى غلط است ولى چون بالمآل همان نتيجه را مىدهد كه نظريهء فقر وجودى مىدهد و از طرفى محاسبهاش آسانتر است ، مانعى ندارد كه در قسمتهاى مقدماتى آن را به كار ببريم . درست مثل اين كه ما مىدانيم اصول و مبانى اولى هيئت بطلميوس غلط است و اصول هيئت كپرنيك صحيح است ولى هيچ مانعى ندارد كه براى اندازهگيرى برخى حركات اجرام آسمانى و پيشبينى خسوف و كسوف و بعضى چيزهاى ديگر با اصول بطلميوسى محاسبه كنيم به جهت آن كه نتيجهء محاسبه در بسيارى از موارد يكى است و بسا هست كه در برخى موارد روى اصول غلط بطلميوسى محاسبه آسانتر باشد .
البته اين جانب شخصاً واقف است كه آنچه در مقام بيان رابطهء علت و معلول و مناط احتياج معلول به علت روى اصول حكمت متعاليه بيان كرديم و گفتيم معلول عين احتياج
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٤٤