تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
نسبت به حركات تناسلى خودش پيوسته و بىترديد از معلول خودش قوىتر است و همچنين علت تامه نسبت به معلول قوىتر مىباشد . و از اين روى ، علت بر معلول مقدم و معلول ، از علت متأخر مىباشد ، زيرا تا علت نباشد معلول نخواهد بود ، در عين حال در يك زمان بايد هر دو جمع بوده و گرد آمده باشند و از همين جا روشن است كه اين تقدم و تأخر ، زمانى نيست چنان كه خواهد آمد ، بلكه تقدم رتبه‌اى است . و از مجموع اين بيانات اين نتيجه را بايد گرفت : « استقلال و تماميت وجودى معلول ، عين استقلال و تماميت وجودى علت است » ، زيرا معلول در وجود ضرورى خود كه به واسطهء وى صفت واقعيت را به خود گرفته و لاواقعيت را از خود مىراند متكى به علت يعنى به استقلال وجود ضرورى علت مىباشد ، پس معلول با استقلال علت مستقل است نه با استقلالى ديگر يعنى علت و معلول دو موجود مستقل هستند با يك استقلال . اين نظريه با بيانى كه ايراد شد در فلسفهء عاليه به خوبى روشن است و البته از سطح گفت‌وگو و بحث اين گونه اصول مقدماتى بالاتر است . از براى دريافتن اين نظريه بايد چنان كه در مقالهء هفتم گذشت ماهيت را از وجود تميز داده و قصر نظر و توجه را منحصر به وجود نموده و وارد بحث شد و اما كسى كه وجود را مساوى ماده قرار داده و در راه كنجكاوى فلسفى در هر گامى مىافتد و بر مىخيزد و در هر لحظه مىميرد و زنده مىشود و در مورد هر نسبت و صفت عمومى مانند وحدت و كثرت و تقدم و تأخر و قوه و فعليت و جز آنها پوزش پس از پوزش مىطلبد يا مكابره پى مكابره مىآورد ، چنين كسى در اين موارد نبايد نظرى بدهد . 8 - / چنان كه در مقالهء هشتم تذكر داديم سلسله علت تامه يك معلولى ، نمىتواند تا لانهايت پيش رفته و در هيچ نقطه و جايى وقوف نكند و ما اين نظريه را در فلسفهء عاليه با يك بيان روشنى كه از احتياج وجودى معلول و استقلال علت گرفته شده بيان نموده‌ايم . 9 - / دو علت مستقل و جدا از هم در يك معلول نمىتواند تأثير كند ، چنان‌كه يك با يك عليت و تأثير نمىتواند در دو معلول تأثير كند ، زيرا رابطه و سنخيت وجودى علت و معلول