تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
مىكرده و به هر دسته‌اى نام مخصوص مىداده : طب ، هندسه ، حساب ، منطق ، فلسفه ، و غيره ؛ مثل اينكه هر دستهء بخصوصى را به منزلهء افراد يك خانواده تشخيص مىداد كه همهء آنها از اصل واحدى منشعب مىشوند و به يك ريشه مىپيوندند و همين جهت موجب امتياز و جدايى آن دسته از مسائل از ساير مسائل بوده و البته اين خانواده‌ها به تدريج رو به ازدياد و توسعه رفته‌اند يعنى با مرور زمان هر اندازه مجاهدت‌هاى بيشترى از طرف علما شده افراد ديگرى از همان اصل واحد ( مستقيماً ) توليد شده است . گاهى بين افراد هر خانواده‌اى با خانوادهء ديگر در عين اين‌كه از لحاظ خانوادگى متمايزند رابطه‌اى فاميلى ديده مىشود كه قرابت و خويشاوندى علمى را با علم ديگر نمايان مىسازد نظير رابطه‌اى كه بين علم و حساب و علم هندسه وجود دارد . و هم‌چنين بين هر فاميلى با فاميل ديگر ، رابطه‌اى شبيه رابطهء نژادى ديده مىشود ، نظير رابطه‌اى كه بين علوم نظرى ( در مقابل علوم عملى ) هر يك با ديگرى ديده مىشود . ارتباط خانواده‌ها و فاميل‌ها و نژادها در علوم موجب شد كه دانشمندان به تقسيم و طبقه‌بندى علوم بپردازند و اولين تقسيم و طبقه‌بندى كه از قديم ديده مىشود همان تقسيم و طبقه‌بندى معروف ارسطويى است و ابن‌سينا آن را به بهترين صورتى بيان و تكميل كرده و برخى مانند شيخ اشراق ايراداتى بر آن وارد كرده‌اند و برخى ديگر آن ايرادات را دفع كرده‌اند كه در جاى خود مسطور است و لزومى ندارد ما در اين‌جا كلام را اطاله كنيم . آنچه در اين جا لازم است بيان اين جهت است كه آن اصل واحدى كه مسائل علمى را به صورت افراد يك خانواده درآورده و بين آنها رابطهء ذاتى برقرار كرده چيست ؟ و همچنين منشأ قرابت فاميلى خانواده‌هاى مختلف علوم و منشأ قرابت نژادى فاميل‌ها چيست ؟ و آيا تمام نژادهاى علوم واقعاً و حقيقتاً از يك جدّ اعلى منشعب مىشوند ؟ و اگر چنين جدّ اعلايى در كار هست آن كيست و چيست ؟ منطقيين و فلاسفه بعد از تحقيق و جست‌وجوى بسيار به اين نتيجه رسيده‌اند كه هيچ علمى خالى از موضوع نيست و آن چيزى كه مسائل هر علمى را به صورت افراد يك خانواده در مىآورد همان « موضوع » آن علم است و آن چيزى هم كه منشأ قرابت‌هاى فاميلى و نژادى