ارسطويى است ، و « متدولوژى » كه متضمن تقسيمات علوم و تعريفات و موضوعات و فوايد و روشها و اصول متعارفه و موضوعهء آنهاست .
بديهى است كه استقصاى بحث در آنچه امروز به صورت فنى مستقل و دامنهدار درآمده ربطى به مباحث مورد نياز ماكه در اين سلسله مقالات فلسفى طرح شده ندارد ولى آنچه از آن قسمتها كه تماسى با فلسفه دارد و به طورى است كه ممكن است اگر ما نظريهء خود را دربارهء آنها بيان نكنيم در ذهن خواننده محترم شبهات و اشكالاتى باقى بگذارد ناچاريم بيان كنيم خصوصاً آنكه بعضى از قسمتها كه در همين مقدمه خواهد آمد تا آنجا كه ما اطلاع داريم در اطراف آنها تاكنون تحقيقى نشده است .
در مقالهء 1 تعريف فلسفه و موضوع و فايدهء آن بيان شد و در مقالهء 5 دربارهء صحت روش تعقلى كه مورد استفادهء فلسفه است بحث شد . در مقدمهء اين مقاله به مناسبت اينكه همانطورى كه قبلًا اشاره شد مسائل مطروحهء اين مقاله پايه و اساس ساير مسائل فلسفى است و از لحاظ صناعى به منزلهء آغاز فلسفه محسوب مىشود ، به ساير قسمتهاى لازم مىپردازيم كه شامل مطالب ذيل است :
1 . تمايز علوم .
2 . موضوع چيست ؟
3 . نقطههاى اتكاى مسائل علوم يا مبادى تصوريه و تصديقيه .
4 . نقطههاى اتكاى فلسفه يا مبادى فلسفى .
5 . اسلوب و روش فكر در فلسفه .
6 . منشأ اختلاف علوم از لحاظ اصول متعارفه و موضوعه و اسلوب و روش .
تمايز علوم
هر علمى مجموعهاى از مسائل است كه در آغاز ظهور آن علم ، بسيط و محدود بوده و بعد توسعه و افزايش يافته است . بشر از دوران قديم تاكنون همواره مسائل علمى را دستهبندى