تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
در دست گرفته است . اين مسائل بيش از آن مقدار كه با منابع يونانى و غيريونانى ارتباط داشته باشد از طرفى از آرا و نظريات متكلمين و از طرف ديگر از عقايد و افكار عرفا سرچشمه گرفته والبته اين مسائل در نزد متكلمين يا عرفا حالت بسيطتر و ساده‌ترى داشته و به علاوه با روش صحيح عقلانى فلسفى تجزيه و تحليل نمىشده و بعداًكه وارد فلسفه شده مورد تجزيه و تحليل‌هاى حكيمانهء حكما واقع شده و صورت فلسفى به خود گرفته و نضج و كمال يافته تا آن كه در قرون اخير به اين صورتى كه امروز هست درآمده . ما در همين مقاله پس از آن كه خود اين مسائل را توضيح و تشريح كرديم به كيفيت سير اين مسائل در ميان متكلمين و در ميان عرفا و سپس ورود آنها در فلسفه و تحولاتى كه در فلسفه راجع به اين مسائل رخ داده تا حدى كه متناسب با وضع اين كتاب است اشاره مىكنيم و مفتاحى به دست خوانندهء محترم مىدهيم . علت اين كه در فلسفهء جديد اروپايى اين مسائل به صورتى كه مفهوم حكماى مشرق‌زمين است مورد توجه واقع نشده و اگر احياناً مسائلى به اين اسماء نام برده مىشود صرفاً جنبهء اشتراك در لفظ و اسم دارد ولى از لحاظ معنا و مفهوم به كلى متباين است ( مثل اصالت وجود در اصطلاح قديم و جديد ) اين است كه رابطهء فلسفهء اروپايى با فلسفهء اسلامى از منابع ده قرن پيش يا اندكى پيش‌تر يا بعدتر سرچشمه مىگيرد و در ده قرن پيش اين مسائل به اين صورت و كيفيت وجود نداشته است . خوانندهء محترم اگر با كتب علمى آشنايى كامل داشته باشد مىداند كه در قديم معمول چنين بود كه براى هر علمى مقدمه‌اى وضع مىكردند و در آن مقدمه سه مطلب را بيان مىكردند و آنها عبارت بود از : بيان موضوع آن علم و تعريف آن و فايدهء آن ، و احياناً امور ديگرى نيز اضافه مىشد . اين عمل در تمام علوم و فنون از فلسفه و غيره جريان داشت و در مقدمهء فلسفه ( علم كلى و فلسفهء اعلى به اصطلاح آن زمان ) و احياناً در كتب منطق ( مانند منطق الشفاء ) چند مطلب ديگر اضافه مىشد كه عبارت بود از : تقسيمات علوم ، تمايز علوم ، موضوع علم چيست ؟ و بعضى مطالب ديگر .