دانشمندان همواره متوجه بودند كه مقدمهء هر علمى - / يعنى بيان موضوع و تعريف و فايدهء آن علم - / جزء آن علم نمىتواند قرار بگيرد و همچنين تقسيمات علوم جزء فلسفه يا منطق نيست و سرّ اين مطلب واضح و روشن است و در ضمن بيانات آينده روشنتر خواهد شد .
ولى فن مستقلى كه متكفل بيان همهء اين امور باشد و آنچه به عنوان مقدمه در آغاز هر علم بيان مىشود بيان كند در قديم موجود نبود .
از جمله قدمهاى مفيدى كه دانشمندان جديد در عالم فلسفه و منطق برداشتند اين بود كه فن مستقلى به وجود آوردند كه متكفل همهء اين جهات است و درآن فن علاوه بر امورى كه در بالا ذكر شد قسمتهاى مفيد و مهم ديگرى علاوه شد از قبيل بيان « اصول متعارفه » و « اصول موضوعه » اى كه در هر علمى به كار برده مىشود و روش و اسلوب فكرى كه در هر يك از علوم بايد از آن استفاده شود تا در آن علم پيشروى حاصل شود .
قسمت اخير - / يعنى بيان اختلاف علوم از لحاظ روش و اسلوب فكرى و تعيين اينكه در فلان علم از چه روش و اسلوبى بايد استفاده كرد تا به نتيجهء مطلوب رسيد - / مهمترين تنبّه و توجهى است كه اين دانشمندان در اين زمينه پيدا كردهاند و به عقيدهء اين دانشمندان از آن روزى كه روشهاى علوم شناخته شد راه پيشروى و تكامل باز شد و علت اصلى ركود و توقف علم در قديم همانا نشناختن « متد » و طرز تفكر صحيحى است كه در هر علم لازم است ، مثل آن كه در مواردى كه بايد از طرز تفكر تجربى استفاده شود با طرز تعقلى و استنتاجى مىخواستهاند به نتيجه برسند .
به هر حال اين قسمت به قدرى توسعه پيدا كرد كه ساير قسمتها را تحتالشعاع قرار داد و با الحاق ساير قسمتها كه در بالا اشاره شد علم جديدى به وجود آمد كه همه به نام « روششناسى » يا « متدولوژى » خوانده مىشود . به عقيدهء اين دانشمندان فايدهء شناختن روشهاى علوم از لحاظ صحيح فكر كردن كه غايت و نتيجهء منطق است از منطق ارسطو كه بيشتر متوجه اشكال و صور و هيئت و ترتيب افكار و معقولات است به درجاتى بيشتر است و از اين رو دانشمندان منطق را به دو قسمت تقسيم كردهاند : « منطق صورى » كه همان منطق
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٢