تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
بفهميم كه شعور و اطلاع از غايت در مناط غائيت دخالت دارد يا ندارد . در افعالى كه انسان براى غايت‌ها و هدف‌هاى معين انجام مىدهد مثل آن كه غذا مىخورد براى آن كه سير شود ، مىخوابد براى آن كه بياسايد ، در مسابقات شركت مىكند براى آن كه برترى خود را ثابت كند ، كتاب مىخواند براى آن كه از موضوع آگاه شود ، و هزارها كار ديگر . . . چندين خصوصيت هست : 1 - / فاعل ، انسان است ؛ 2 - / فاعل از كار خود و نتيجهء كار خود اطلاع دارد ؛ 3 - / عامل اجراى كار ، اراده است ؛ 4 - / فاعل از رسيدن به نتيجه كار لذت و از نرسيدن به آن رنج مىبرد ؛ 5 - / فاعل متوجه به هدف است و در ميان كارهايى كه از وى صحت صدور دارد كار معين را از آن جهت انتخاب مىكند كه معبر و وسيلهء رسيدن به هدف است . 6 - / فاعل به اين وسيله احتياج خود را رفع و نقص خود را تكميل مىكند . در انسان همهء اين امور با يكديگر جمع است و همهء اين امور دخالت دارند تا انسان يك فعل غائى را انجام مىدهد . و حالا بايد ديد آنچه مناط غائيت است چيست ؟ و آيا همهء اين امور در مناط غائيت دخيل هستند و يا آن كه غائيت متقوم به بعضى از اين امور است و برخى ديگر در غائيت دخيل نيستند بلكه خصوصيت انسان است كه وجود بعضى ديگر را ايجاب مىكند . براى كشف اين منظور به يك تجربهء ذهنى و خيالى كه منطقيين نام آن را سير و تقسيم گذاشته‌اند دست مىزنيم : اول فرض مىكنيم كه فاعل ، انسان نيست ولى ساير جنبه‌ها از شعور و اراده و لذت و توجه به هدف و استكمال همه جمع است . در اين جا به آسانى مىفهميم كه انسان بودن فاعل ، در غايى بودن فعل دخالت ندارد و چنين فعلى البته غايى است هر چند فاعل آن ، موجود ديگرى غير از انسان باشد . براى مرتبهء دوم فرض مىكنيم كه فاعل لذت و رنج نمىبرد ولى ساير جنبه‌ها محفوظ