با همه انتظامى كه امروز در آن مشاهده مىشود در ابتدا به حسب اتفاق صورت گرفته به اين ترتيب كه ذرات اتمى كه مبادى اصلى و سنگهاى اولى كاخ اين جهانند روى خاصيت ذاتى خود در حركت دائم بوده و در فضا پراكنده بودهاند و حركاتى بدون نظم و ترتيب داشتهاند و به حسب اتفاق ( بدون هدفگيرى ) برخى با برخى ديگر تصادم كرده و مجتمع شدهاند و به نسبتهاى معين با يكديگر تركيب شدهاند و از اين جا مركبات تشكيل يافته است .
ذيمقراطيس منكر علت فاعلى و ضرورت على و معلولى نبوده بلكه منكر علت غائى بوده است . مطابق نقل قدماء ، ذيمقراطيس در تكون و پيدايش نبات و حيوان قائل به اتفاق نبوده و اصل غائيت را در مورد اين دو قبول داشته است .
انباذقلس به طور ديگرى تكون عالم را بلاغايت توجيه مىكرده است . به عقيدهء وى عناصر اوليه بسيطه عالم آب و هوا و خاك و آتش است و همهء مركبات از تركيبات مختلف اين چهار عنصر كه چهار طبع مختلف دارند تشكيل يافتهاند و اين تركيبات گوناگون همه از روى اتفاق يعنى بدون هدفگيرى صورت گرفته و هر مركبى كه به حسب اتفاق داراى ساختمانى محكم بوده باقى مانده و آن كه چنين نبوده فانى شده و در ميان اين مركبات آن دسته كه به حسب اتفاق داراى خاصيت توليد مثل و تناسل شدهاند مثل نباتات و حيوانات نوعشان به اين وسيله محفوظ مانده و آن دسته كه فاقد اين استعداد بوده و چنين اتفاقى براى آنها رخ نداده نتوانستهاند نوع خود را از اين راه حفظ كنند .
و چون طبيعت گنجايش حفظ و نگهدارى همهء اين انواع را نداشته تزاحم رخ داده و در اين تزاحم و كشمكش روى ناموس « بقاء اصلح » ، آن نوع كه به حسب اتفاق داراى تجهيزات كاملترى بوده و براى بقاء و ماندگارى اصلح بوده باقى مانده و ساير انواع منقرض شدهاند .
قبول و عدم قبول اصل غائيت در فرضيهء تكون و ساخته شدن عالم و همچنين در فرضيههاى جزئى مربوط به موجودات خاص تأثير به سزائى دارد و شايد خوانندهء محترم واقف باشد كه در زمينهء تكون و خلقت عالم و پيدايش جهان چه اندازه نظريههاى مختلف ابراز شده و برخى از فرضيههاى علماء جديد در اين زمينه مشابه است با فرضيهء ذيمقراطيس و انباذقلس . ما البته در مقالهء 10 كه جاى اين مطلب است آنها را طرح خواهيم كرد . در اين جا
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢١٤