ممكن نيست كه تا بىنهايت اين فرض پيش برود بالاخره بايد منتهى شود به چيزى كه او از اجتماع چندين ماده درست نشده ، در اصطلاح فلسفى ( نه علمى ) چنين چيزى را عنصر مىگويند ولى آيا عنصر بسيط است يا مركب اگر بسيط است پس همهء عناصر بايد يكنواخت و داراى يك خاصيت بوده باشند و حال آن كه اين طور نيست پس معلوم مىشود كه هر عنصر نيز از مادهء مشتركه و صورت مخصوص به خود كه منشأ اختلاف اثر شده به وجود آمده است و آن مادهء مشتركه يا خود مادهء حقيقى است و يا آن كه مجموعى از ماده و صورت است و بالاخره منتهى به مادهء حقيقى است . مادهء حقيقى چيزى است كه فقط ماده است يعنى او چيزى است كه فعليت و واقعيتى جز ماده بودن و مايه بودن ندارد . و اما ساير مراتب ، مادهء حقيقى نيستند بلكه مادهء نسبى هستند يعنى نسبت به امورى كه از آنها ساخته شدهاند ماده هستند ولى خودشان مجموعى از ماده و صورت هستند .
مادهء اصلى جهان چيست ؟
مسئلهء غامض و مهمى كه از آغاز تاريخ تفكر فلسفى ، بشر را به خود متوجه ساخته اين است كه مادهء اولى يا مادةالمواد عالم چيست ؟ يعنى آن چيزى كه همهء اين نقشها و صورتها و فعليتها را به خود گرفته و پذيرفته است چيست ؟ اين سؤال ، سؤال از علت مادى عالم است ، همان طورى كه سؤال از وجود واجبالوجود و صانع كل ، سؤال از علت فاعلى عالم است . قسمتى كه در بحث پيش فىالجمله مورد بحث قرار گرفت دائر بر اين كه آيا ممكن است علت فاعلى عين علت مادى باشد مربوط به همين مطلب است ، زيرا منظور فلسفى از طرح آن مسئله اين است كه آيا همان چيزى كه اين نقشها و صورتها و فعليتها را پذيرفته و به خود گرفته همان است كه اين صورتها و نقشها و فعليتها را داده است يا آن كه دهندهء اين نقوش و صور غير از پذيرندهء اين نقوش و صور است ؟
به هر حال تحقيق در اين كه مادةالمواد يعنى مادهء اصلى عالم چيست از قديمترين مسائل فلسفى است كه در آن بحث شده و نظريههايى دربارهء آن ابراز شده .
از دورهء يونانيان قبل از سقراط تا عصر حاضر نظريههاى مختلفى در بيان مادةالمواد ابراز