علت و معلول
يكى از مسائل درجه اول فلسفه ، مسئلهء علت و معلول است كه چندين مسئله از آن منشعب مىشود بعضى از مسائل مربوط به اين قانون طرح و اثبات شد و در مقالههاى آينده نيز خواهناخواه موجباتى پيش خواهد آمد كه برخى ديگر از مسائل مربوط به اين قانون را طرح كنيم و البته آنچه در مقالههاى گذشته به ثبوت رسيده در اين جا تكرار نخواهد شد همانطورى كه قسمتهايى كه توقفى به مطالب مقالههاى آينده دارد در محل مناسب ديگرى خواهد آمد ، در مقالههاى گذشته بالاخص مقاله هشتم از اين قانون زياد نام برده شد و احياناً در آن جا بيان نموديم كه در نخستين روز ، كه ما بهرهاى از هستى يافته و چشم به روى اين جهان پرحادثه و انقلاب ، باز مىكنيم در سرآغاز حركت همانا در خود و كارهاى داخلى خودمان ( علم و اراده و . . . ) را مىيابيم . و همين كه نسبت ميان خود و كارهاى خود را سنجيديم از روى همين نظر از براى كارهاى ديگر كه به كارهاى ما مىمانند ولى در اختيار ما نيستند ، مانند معلومات حسى كه از راه حواس پيش ما مىآيند چشم مشاهده مىكند گوش ما مىشنود حتى اگر ما نخواهيم باز حواس كار خود را مىكند از اين طريق است كه يك جوهر ديگر كه موضوع همان خواص و آثار بوده باشد اثبات مىنماييم . اين سياهى و سفيدى را كه مىبينيم و اين گرمى و سردى را كه حس مىكنيم ، اين طعم و مزه را كه مىچشيم ، اين بوى خوش و ناخوشآيند را كه مىبوييم و اين آواز و صدايى كه مىشنويم تمام اين آثار و خواص از آن چيزى است كه اين خواص را دارد و اين آثار جز از او بيرون نمىتراود ، زيرا اين صفات مانند صفت علم