تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
حقيقتاً من متحيرم نام اين گفته‌ها را جهل بگذارم يا تجاهل و تقلب و تحريف . ما قبلًا مشروحاً توضيح داديم كه تعبير « امرٌ بينَ امرين » تعبيرى است كه اولين بار توسط پيشوايان دين در مورد دخالت ارادهء ذات بارى در پيدايش افعال انسان يا مطلق حوادث جهان ابراز شده و كوچك‌ترين تماسى با قبول يا انكار قانون عليت ندارد ؛ و اين مطلب در تاريخ علم كلام سابقهء روشن و واضحى دارد و هر كسى با اندك مراجعه‌اى مىتواند مطلب را كشف كند . نظريهء « تفويض » و « امرٌ بينَ امرين » از طرف فلاسفه ابراز نشده كه فلاسفهء تفويضى براى نجات خويش متوسل به نظريهء « امربين امرين » شده باشند ، و اتفاقاً اگر مفهوم « جبر » و « تفويض » و « امربين امرين » را از جنبهء كلامى در نظر بگيريم و با نظريه‌هاى فلسفى مقايسه كنيم نظريهء تفويض را نزديك‌ترين نظريه‌ها به فلسفهء مادى خواهيم يافت ، زيرا طرفداران اين نظريه كه معتزله هستند معتقدند كه عالم پس از خلقت اوليه ، به خود تفويض شده و ارادهء خداوند در پيدايش حوادث جهان دخالتى ندارد ، و چنان كه مىبينيم اين نظريه تا اندازه‌اى جنبهء ماترياليستى دارد ؛ و اما نظريهء جبر ( مقابل تفويض ) صددرصد يك نظريهء به اصطلاح ايده‌آليستى است ، زيرا رابطهء علّى و معلولى و سببى و مسبّبى را بين حوادث جهان به كلى منكر است و همهء حوادث را مستقيماً مولود ارادهء ذات بارى مىداند . ايضاً مىگويد : مهم‌تر از همه اين است كه اعتقاد به « اتفاق » ما را مستقيماً وادار به ايمان به امور خارق‌العاده و اعجاز نموده ، مجبور به خلقت از عدم و ساير اباطيل ديگر مىكند چنان كه ارسطو و سيسرون (
Ciceron
) و لايب نيتس (
Leibniz
) و كريستيان ولف براى اثبات صانع متمسك به عقيدهء اتفاق گرديده . . . . در اين جا جز آن كه بگوييم دروغ و تقلب و تحريف به آخرين حد خود رسيده ، چيز ديگرى نمىتوانيم بگوييم . خواننده محترم خودش مىداند كه عقيدهء اتفاق ، مناقض عقيدهء اثابت صانع است و تاكنون در همهء جهان يك نفر حكيم الهى هم پيدا نشده كه متمسك به عقيدهء اتفاق براى اثبات صانع شده باشد . اگر كسى به اين رسالهء كوچك دوازده صفحه‌اى مراجعه كند و اطلاعات نسبتاً جامعى در