تعبير پنجم ، ششم بر تعابير ديگر ترجيح دارد و علامه به تعبير ششم اتكا كرده است ، چرا كه مشهور ميان حكما به ويژه ملاصدرا نيز همين تعبير است .
نكته ديگر اين كه رابطهء عليت يك رابطهء وجودى است و همواره ميان دو موجود برقرار است و ماهيت چيزى نيست كه تا مفاهيم « نياز » و « احتياج » را بتوان حقيقتاً در مورد آن به كار برد ، پس موضوع قانون عليت در حقيقت ممكن و امكان است نه ماهيت يعنى ممكن در هستى خود نيازمند به غير است و ماهيت از آن جهت كه ممكن است نياز به غير دارد تا از مرحله وجود ذهنى به وجود عينى برسد .
نكته دوم مجراى اين بحث علل خارجى است نه علل داخلى ، چون وقتى علت فاعلى معلول را ايجاد مىكند تنها يك هويت خارجى را محقق مىسازد نه بيشتر يعنى آنچه از علت صادر مىشود يك چيز است اما ما از آن يك چيز مفاهيم متعددى را انتزاع مىكنيم كه عبارت است از : 1 - / وجود 2 - / ماهيت 3 - / اتصاف ماهيت به وجود ، آنچه مجعول بالذات است و اصالت دارد همانا وجود معلول است و همان هم اصيل است و باقى اعتبارى و انتزاعى است و بىگمان يك امر اصيل نمىتواند قائم به دو امر اعتبارى و انتزاعى باشد يعنى ماهيت و اتصاف ماهيت به وجود ، چرا كه هر دو امر انتزاعى و اعتبارى مىباشند و مجعول بالعرض و الاعتبار هستند يعنى از وجود معلول ما اتصاف ماهيت معلول را به علت و همچنين خود وجود معلول را در ارتباط با علت ماهيتى مىدانيم كه به يمن علت ، وجود پيدا كرده است و اگر علت نبود اين معلول هرگز پيدا نمىشد ، اين نظريه را تأييد و در آزمايش و تجربه عملى و علمى خود اين حقيقت در ذهن استوارتر مىشود و از اين روى هر آوازى كه مىشنود و هر واقعهء بزرگ و كوچكى را كه حس مىكند و دريافت مىكند به سوى وى منعطف و متوجه شده و از علت اصلى وى جويا مىشود و اگر در مورد حادثهاى نتواند علت حادثه را دستگير نمايد علتى مجهول براى وى معتقد مىشود .
به عبارت روشنتر اين نظر را در هر موجود ذى شعورى مىتوان سراغ گرفت و حتى ديوانگان و آنانى كه آفت شعورى دارند همين راه را مىپيمايند . اگر پرندهاى و حيوانى صدايى را بشنود به سوى او متوجه مىشود و بسا پا به فرار مىگذارد . جانوران نيز براى
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٠١