تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
رهايى مىيابند اما توجه نكرده‌اند كه فرضيهء آنها موجب مىشود كه از راه ديگر از انسان سلب آزادى و اختيار بشود و زمام امور به دست تصادف كور و كر و بىحساب بيفتد .

اما قسمت دوم :

ضرورت افعال و حركات انسان در نظام هستى منافى با اختيار و آزادى انسان نيست ، زيرا هر معلولى كه ضرورت پيدا مىكند به واسطهء علت تامّه‌اش ضرورت پيدا مىكند ؛ افعال انسان نيز با پيدايش علل تامّهء آنها ضرورت پيدا مىكنند . علت تامّهء فعل انسان مركّب است از مجموع غرايز و تمايلات و عواطف و سوابق ذهنى و قوهء عقل و سنجش و موازنه و مآل‌انديشى و قدرت عزم و اراده ؛ يعنى هر فعلى كه از انسان صادر مىشود بايد مطلوبى را براى انسان در بر داشته باشد يعنى بايد با يكى ( لااقل ) از تمايلات و غرايز انسان وفق بدهد . ازاين‌رو انجام هر فعلى را كه انسان تصور مىكند ، اگر هيچ مطلوبى را در بر نداشته باشد و هيچيك از غرايز و تمايلات را ارضا نكند و به اصطلاح حكما نفسْ فايده‌اش را تصديق و امضا نكند ، امكان ندارد كه قواى فعالهء انسان به سوى آن عمل روانه شود . پس از آن‌كه توافق آن با بعضى از تمايلات محرز شد و فايده‌اش امضا شد جميع سوابق و اطلاعات ذهنى انسان مداخله مىكند و سپس قوهء سنجش و مقايسه و موازنه و بالاخره قوهء عاقلهء انسان جميع جوانب را تا حد امكان در نظر مىگيردو مآل‌انديشى مىكند ، اگر احياناً آن كار در عين موافقت و ارضاى برخى از تمايلات از جنبه‌هاى ديگر مضارّى را دربرداشت ، مثل آن‌كه در عين لذت و خوشى حاضر ، الم و ناخوشى را بالمآل همراه داشته باشد يا انكه در عين موافقت با بعضى از غرايز دانى غرايز عالىتر را ناراضى سازد ، در اين صورت اراده در مقابل تمايل تحريك شدن مقاومت مىكند و آن را به عقب مىراند و اگر از اين لحاظه به موانعى بر نخورد و يا آن‌كه آن موانع در مقابل فوايدى كه از فعل حاصل مىشود كوچك‌تر باشد ، حالت عزم و اراده پيدا مىشود و فعل صورت وقوع پيدا مىكند ؛ يعنى در يكى از اين دو صورت ، انسان پس از مقايسه و سنجش و موازنهء فوايد و مضار ، جانب ترك را ترجيح مىدهد و در صورت ديگر جانب فعل را ، و در هر دو صورتْ آن چيزى كه به فعل وجود مىدهد و ضرورت مىبخشد همانا ترجيح و انتخاب و ارادهء خود انسان است . پس درست است كه هر فعلى از افعال انسان