ممكن است بشود و ممكن است نشود . مثلًا اگر فعل را صرفاً با ذات انسان در نظر بگيريم و اراده و علم و اختيار انسان را درنظر بگيريم كه آن فعل ممكن است از انسان صادر بشود و ممكن است صادر نشود ولى اگر فعل را با انسانى در نظر بگيريم كه علم و اراده و اختيار وى نيز به فعل تعلق گرفته البته در اين صورت نسبت فعل به انسان ، ضرورت است نه امكان .
براى اين كه معناى اختيارى بودن افعال انسان بهتر فهم شود بهتر اين است كه مقايسهاى بين طرز فعاليتهاى انسانى و طرز فعاليتهاى جمادى و نباتى و حيوانى واقع شود .
از مشخصات فعاليتهاى جمادى اين است كه همواره بر « نهج واحد » است و محدود و يكنواخت است . هر جسم جامدى ، از كوچكترين ذره گرفته تا بزرگترين منظومهها ، هر خاصيتى كه دارد آن را به نهج واحد و به طور يكنواخت انجام مىدهد .
جسم جامد به خودى خود قدرت انحراف از مسيرى كه پيش گرفته است ندارد مگر آن كه عوامل خارجى دخالت كندو مسير آن را تغيير دهد يا آن كه آن عوامل خارجى در وضع داخلى آن جسم جامد تغييراتى ايجاد نمايد كه موجب اختلافى در اثر و خاصيت و طرز فعاليت آن جسم جامد گردد .
اما هنگامى كه فعاليتهاى نباتى را مطالعه مىكنيم اختلافاتى بين نوع فعاليتهاى نباتى ، و فعاليتهاى جمادى ملاحظه مىكنيم و از آن جمله اين كه آن محدوديت و يكنواختى و بر نهج واحد بودن به آن صورت كه در جمادات مشهود است در نباتات نيست ، زيرا خاصيتى در نبات هست كه در برخى موارد مىتواند مجراى عمل خود را به منظور حفظ بقاى خود تغيير دهد و حتى اگر عوامل محيط خارج نامساعد باشد تا حدى مىتواند در وضع تجهيزات ساختمان داخلى خود ، تغييرات متناسب با ادامهء بقا در آن محيط ايجاد نمايد . گياهها داراى خاصيت « انطباق با محيط » هستند و اين خاصيت مستلزم قدرت تغيير مسير و مجراى عمل است . ريشهء گياه كه در زيرزمين مىدود اگر به نزديك سنگى برسد به خودى خود ، يعنى تحت تأثير عوامل داخلى خود ، مسير خود را تغيير مىدهد . بوتهء كدويى كه به تدريج بزرگ مىشود و بر روى زمين حركت مىكند همين كه به نزديك ديوارى برسد جهت سير خود را عوض مىكند و متوجه بالا مىشود ، و همينطور . . . پس معلوم مىشود آن يكنواختى و
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص١٧٢