تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
در خود محفوظ نگاه مىدارد تا وقتى كه علت خارجى پيدا شود و آن حالت را از جسم سلب كند . علىهذا اگر جسم داراى صفر درجه سرعت باشد يعنى ساكن باشد اين حالت را روى خاصيت جبرى كه دارد حفظ مىكند تا وقتى كه عاملى پيدا شود و به آن مثلًا يك درجه سرعت بدهد و اگر داراى يك درجه سرعت بود روى خاصيت جبر ، آن را حفظ مىكند تا وقتى كه عاملى پيدا شود و آن سرعت را كمتر يا زيادتر كند . پس اثر تأثير نيرو بر جسم همانا تغيير سرعت است نه خود سرعت ؛ و در لحظهء بعد از لحظهء تغيير سرعت ، آن سرعت احتياج به عامل مؤثر خارجى ندارد مگر آن كه فرض كنيم لحظه به لحظه آن سرعت تغيير پذيرد و البته فقط در اين صورت است كه ادامهء مؤثر خارجى شرط است . نتيجه‌اى كه از مجموع بيانات گذشته گرفته مىشود اين است كه در مسئلهء حركت ، « علم » صريحاً بر خلاف « فلسفه » رأى داده و قانون فيزيكى گاليله و نيوتن كه به « قانون جبر » موسوم است ناقض قاعدهء فلسفى « نيازمندى معلول به علت در بقا » است . ولى حقيقت اين است كه اگر صرفاً از دريچهء فيزيك نگاه كنيم صحت قانون جبر نيوتن ناقض قاعدهء فلسفى فوق‌الذكر و هيچ قاعدهء فلسفى ديگر نيست بلكه قرائن فلسفى آن را تأييد مىكند . توهّم مناقضت از آن جا پيدا مىشود كه احياناً در اين مورد نيز مانند بسيارى از موارد ديگر استنباطات نظرى غيرمنطقى با نظريهء فيزيكى فوق‌الذكر آميخته مىشود و در نتيجه اين‌گونه توهّمات پيدا مىشود . اين نظريه آن‌گاه ناقض قاعدهء فلسفى « بقاى علت با بقاى معلول » خواهد بود كه ادامهء حركت را بدون وجود محرك مباشر ثابت كند و حال آن كه اگر صرفاً از دريچهء چشم فيزيك نگاه كنيم و استنباطات شخصى بىمنطق خود را دخالت ندهيم خواهيم ديد كه اين قانون صرفاً در مقام بيان رابطهء حالت جسم است با نيروى خارجى ؛ يعنى اين قانون رابطهء سرعت را با نيروى خارجى كه بر جسم كارگر مىافتد بيان مىكند و مىگويد كه تأثير نيروى خارجى در تغيير سرعت جسم است نه د رخود سرعت ، ولى اين قانون از بيان علت مستقيم سرعت و به عبارت ديگر از بيان قوهء مباشر حركت ساكت است و حتى اين قانون نمىتواند بيان كند علت مستقيم و بلاواسطهء تغيير سرعت چيست ؟ و آيا علت مستقيم و بلاواسطهء تغيير سرعت همان نيروى خارجى است يا آن كه تأثير نيروى