تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نظريهء قدما در باب منشأ ضرورت و امكان و امتناع كه هر يك از اين سه را خاصيت مخصوص برخى ماهيات مىدانستند غلط است و ضرورت شأن وجود و امكان شأن ماهيت و امتناع شأن عدم است . از اين قسمت‌ها فقط اين جهت كه « ضرورتِ ذاتى شأن وجود است » قبل از طلوع نظريهء اصالت وجود از روى قرائن ديگرى در مسئلهء نفى ماهيت از ذات واجب‌الوجود ابراز شده و اما اين جهت كه « وجوب غيرى نيز شأن وجود است » و هم‌چنين اين كه « وجودات ، امكان فقرى دارند » بعد از طلوع نظريهء اصالت وجود ابراز شده و از كلمات صدرالمتألهين استفاده مىشود . و اما اين كه « امكان ذاتى ماهيات به آن معنى كه قدما فرض كرده بودند غلط است و به معناى ديگرى صحيح است » و همچنين اين كه « هر يك از وجوب و امكان و امتناع به ترتيب خاصيت هر يك از وجود و ماهيت و عدم است » براى اولين بار در اين كتاب ابراز شده و از اصالت وجود استنباط شده است . اين كه « معناى امكان ذاتى ماهيت بنا بر اصالت وجود با آنچه قدما فرض كرده‌اند فرق مىكند » نكته‌اى است عالى و ارجمند و طرز استدلال را در بسيارى از مسائل تغيير مىدهد و اين نكته از نظر صدرالمتألهين نيز كه قهرمان اصالت وجود شمرده مىشود مخفى مانده و روى همين جهت در كتب خويش و مخصوصاً در اسفار در مسائل « امكان ذاتى » در حيص و بيص سختى گرفتار شده و قسمتى از اشكالات ، لاينحل مانده و روى همين غفلت در برخى مسائل كه مربوط به اين مطلب بوده در يك جا به پيروى از ديگران طورى اظهارنظر كرده و درجاى ديگر خودش به اشتباه خويشتن پى برده و طورى ديگر اظهارنظر كرده است و ما براى آن كه بيش از اين اطاله نكنيم از توضيح بيشتر خوددارى مىكنيم .

آيا موجود معدوم مىشود ؟

بنا بر آنچه در اين مقدمه گفته شد كه « ضرورت » خاصيت وجود است و در خود اين مقاله به اين صورت استدلال شده : « واقعيت هستىِ يك ماهيت ، هرگز نمىتواند مقابل خود را كه