تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
وجوددهنده‌اى در كار باشد موجود خواهد شد لكن چون علتش موجود نيست آن نيز قهراً و جبراً موجود نيست ؛ پس به واسطهء نبودن علت ، آن چيز امتناع وجود پيدا كرده و چون اين امتناع از ناحيهء عدم علت است آن را « امتناع بالغير » مىخوانيم . امكان ذاتى عبارت است از اين كه شىء به حسب ذات نه ضرورت وجود داشته باشد و نه امتناع وجود ، بلكه به حسب ذات هم قابل موجود شدن است و هم قابل معدوم شدن است ، مثل همهء امورى كه در اين جهان پديد مىآيند و از بين مىروند . امكان ذاتى با ضرورت بالغير و امتناع بالغير منافات ندارد ، زيرا اشكالى ندارد كه شىء به حسب ذات ، لااقتضا باشد يعنى نه ضرورت وجود داشته باشد و نه امتناع وجود لكن به حسب اقتضاى غير ، ضرورت يا امتناع پيدا كند و چون علت ، ضرورت دهنده به معلول است هر ممكن بالذات در حال وجود ، ضرورت بالغيردار و در صورت عدم ، امتناع بالغير . و اما امكان بالغير معنا ندارد ؛ يعنى معقول نيست كه امكان از ناحيهء غير براى شىء حاصل شود زيرا آن شىء به حسب ذات يا ممكن است يا واجب يا ممتنع ، اگر ممكن است پس به حسب ذات واجد امكان است و معنا ندارد كه از ناحيهء غير به او امكان برسد و اگر واجب يا ممتنع است لازم مىآيد كه واجب بالذات و ممتنع بالذات به واسطهء يك امر خارجى حالتى پيدا كند كه هم بر او عدم جايز باشد و هم وجود و البته اين جهت با وجوب ذاتى و امتناع ذاتى منافى است . پس امكان بالغير معنا ندارد و از اقسام شش‌گانهء فرضى ابتدايى ما پنج قسم معقول و يك قسم غيرمعقول است . از بيان فوق معلوم شد كه هر معلولى وجوب و ضرورت بالغير دارد و اگر فرضاً نظام موجودات از سلسلهء علل و معلولات غيرمتناهى تأليف يافته باشد تمام نظام موجودات از وجوبات بالغير تشكيل شده ( نه وجوب بالذات ) . يكى از موارد تناقض‌گويى ماديين همين جاست يعنى از طرفى خود را به نظام علّى و معلولى معتقد نشان مىدهند و از طرف ديگر جبر علّى و معلولى را دليل بر نفى مبدأ كل و صانع كل مىگيرند و ادعا مىكنند كه چون پيدايش موجودات بر طبق نظام علّى و معلولى ، جبرى و خلاف‌ناپذير است فرض وجود مبدأكل و صانع كل معنا ندارد ، زيرا وجود هر
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 100 | محمد باقر شريعتى سبزوارى