متهم سازند و فقط فلسفهء ماترياليسم ديالكتيك را فلسفهاى حقيقى و رئاليستى قلمداد نمايند ! حتى مىكوشند ساير فلسفههاى مادى را هم با بر چسب « متافيزيك » از ردهء فلسفههاى مادى حذف كنند . چنانچه فلسفهء الهى را هم با همين برچسب ناچسب و نيز به دليل اين كه فلسفه الهى منحصراً دربارهء خدا و روح بحث مىكند نه چيز ديگر ، به گمان خود از جرگهء فلسفهء حقيقى بيرون كرده و گفتهاند : چون خدا و روح در جهان هستى ، وجود ندارد ، پس فلسفهء الهيون نيز صرفاً تفكرى ايدئاليستى است .
ما به يارى حق و با استمداد از اين متن فلسفى ، مسئله را ريشه يا بى كرده و حقيقت را روشن خواهيم ساخت تا فلسفهء الهى از زندان اتهام آزاد و چهرهء فيلسوف نماهاى ايدئاليست و مصاديق حقيقى اين دو مفهوم روشن شود .
تاريخچهء پيدايش سفسطه
فيلسوف شهيد ، مرتضى مطهرى دربارهء منشأ پيدايش « سفسطه » مىفرمايد :
در ميان دانشمندان يونانى قبل از سقراط ، گروهى هستند كه سوفسطايى يا سوفيست خوانده مىشوند و نام اشخاصى به اين عنوان برده مىشود . مطابق آنچه از تواريخى كه در دست هست استفاده مىشود ، پيدايش سفسطه در يونان در قرن پنجم قبل از ميلاد در اثر دو چيز صورت گرفت : يكى ، ظهور آرا و عقايد فلسفى گوناگون و ضد و نقيض و حيرتآور و يكى ديگر ، رواج فوق العادهء فن خطابه و مخصوصاً خطابهء قضايى ؛ يعنى از يك طرف ، مكاتب فلسفى مختلف كه هر يك نظريهء خاصى دربارهء جهان اظهار مىنمود و عقايد ديگران را ابطال مىنمود ، پديد آمد و از طرف ديگر در اثر يك حادثهء تاريخى كه براى مردم آن سرزمين پيش آمده بود ، منازعات مالى زيادى واقع مىشد كه كار را به محكمه مىكشانيد و گروهى از دانشمندان به سمت وكالت در محاكم عمومى با حضور جمعى كثير از تماشاچيان به دفاع از حقوق موكلين خود مىپرداختند و خطابههاى مؤثرى ايراد مىنمودند .
كار خطابه به تدريج بالا گرفت و اساتيد فن ، كلاسهايى براى تعليم فن خطابه افتتاح كردند و به تدريس اصول آن پرداختند و از شاگردان اجرت گرفتند و از اين راه ثروت زيادى به چنگ آوردند .
اين گروه سعى مىكردند براى هر مدعايى - اعم از حق و باطل - دليل بياورند و برهان اقامه