تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ارسطو به بعد ، گروه ديگرى پيدا شدند كه آن‌ها را « لاادريون » يا « شكاكان » مىگويند و مسلك آن‌ها را « سپتى سيسم » « 1 » مىنامند . اين گروه به عقيدهء خود راه وسطى را انتخاب نمودند ، نه پيرو سوفسطاييان شدند كه مىگفتند : واقعيتى خارج از ذهن انسان وجود ندارد و نه عقيدهء سقراطيون را پسنديدند كه مىگفتند : مىتوان به حقايق اشيا نايل شد ؛ اين جماعت گفتند : انسان وسيله‌اى براى رسيدن به حقايق اشيا ، كه قابل اطمينان باشد ، ندارد . حس و عقل هر دو خطا مىكنند . راه‌هاى منطقى كه ارسطو براى مصونيت از خطا باز نمود ، كافى نيست ، راه صحيح براى انسان در جميع مسائل ، توقف و خوددارى از رأى جزمى است . حتى مسائل رياضى از قبيل حساب و هندسه را نيز بايد به عنوان احتمال پذيرفت و با ترديد تلقى نمود . پيروان اين مكتب ، در يونان و بعد در حوزهء اسكندريه زياد بودند و تا چند قرن بعد از ميلاد مسيح اين مكتب ادامه داشت و اخيراً در قرن نوزدهم مسلك‌هاى فلسفى پديد آمده كه كم و بيش به اين مسلك شبيه است كه بيان هر يك از فلسفه‌ها در آينده خواهد آمد . در اين مقاله ، مسلك « سوفيسم » - كه از جهتى مرادف با ايدئاليسم « 2 » است - و اين دو در نقطهء مقابل رئاليسم ( فلسفه ) مىباشند ، ابطال مىشود .

رئاليسم و ايدئاليسم

در اين‌جا لازم است در اطراف دو كلمهء « ايدئاليسم » و « رئاليسم » توضيحاتى داده شود ، زيرا در كتب ماديين جديد معمولًا « ايدئاليسم » در مقابل « ماترياليسم » ( اصالت ماده ) قرار مىگيرد و چنين وانمود مىشود كه تمام دانشمندان غير مادى ، ايدئاليست مىباشند . ما براى اين كه خوانندهء محترم مورد استعمال اين دو كلمه ( ايدئاليسم و رئاليسم ) را بهتر دريابد و ضمنا از مغلطه‌هايى كه ممكن است به واسطهء معانى و اصطلاحات گوناگونى كه مخصوصاً كلمهء ايدئاليسم در طول تاريخ به خود گرفته مصون بماند ، معانى لغوى و اصطلاحى اين دو كلمه را - مطابق آنچه از مطالعهء نظريات فلاسفه و از ترجمهء دائرة المعارف انگليسى بر مىآيد - شرح مىدهيم : ايدئاليسم : كلمهء (
Idea
) اصلًا يونانى است و معانى مختلفى از قبيل ظاهر ، شكل ، نمونه وغيره برايش ذكر شده است و از اصل يونانى « ايده‌ئيو » كه به معناى ديدن است ، مشتق شده .
هامش
( 1 ). 1 . Scepticisme( 2 ) . به جهت مقياس قرار دادن انسان در شناخت ، اصالت دادن به معلومات ذهنى ، جهان خارج را هيچ در هيچ دانستن و ذهن رامحور معارف معرفى كردن ، آنان را ايدئاليسم مىگويند