قضاياى يقينى كه از طريق حواس ظاهر حاصل مىآيد ، حسيات ناميده مىشود ؛ مثل حكم به اين كه ، خورشيد نورانى است ، اين آتش گرم است ، اين ميوه شيرين است ، اين گل خوشبو است و . . . .
قضاياى يقينى كه از طريق حواس باطن حاصل مىآيد ، وجدانيات ناميده مىشود ؛ مثل حكم به اين كه ما فكر داريم ، ترس داريم ، رنج داريم ، لذت داريم و گرسنگى و تشنگى داريم و . . . .
3 . تجربيات : تجربيات يا مجربات قضايايى هستند كه از تكرار محسوسات بدان دست مىيابيم . از تكرار مشاهدات ، مفهومى در ذهن رسوخ مىكند كه در صحت آن ترديدى باقى نمىماند ؛ مثل حكم به اين كه هر آتشى گرم است ، گرما موجب انبساط جسم مىشود ، با قطع و يقين حكم مىكنيم كه افزايش حرارت جسم موجب انبساط حجم آن است ، چنانكه كاهش حرارت موجب انقباض آن مىشود . بيشتر قضاياى علمى در پزشكى ، شيمى و طبيعى از نوع مجربات هستند .
تجربيات بايد دو شرط داشته باشند :
1 . تعاقب اثر ؛ بدين معنا كه هر موقعى اين تجربه را بكنيم و شرايط محقق شود ، همان اثر را داشته باشد .
. قياس پنهانى ؛ مثلًا « هر فلزى در حرارت منبسط مىشود » يك قضيهء تجربى است ، زيرا داراى دو شرط مذكور مىباشد ، زيرا هر فلزى كه در حرارت قرار گيرد منبسط مىشود و هيچگاه تخلف اثر از مؤثر وجود ندارد و فلزى نبوده است كه در مقابل حرارت انبساط پيدا نكند و همچنين قياس پنهانى در آن وجود دارد كه اثرى كه براى يك فلز در حرارت پيش مىآيد يك اثر تصادفى نبوده ، بلكه ذاتى آن مىباشد . اگر هر فلزى در اثر حرارت منبسط نمىشد ، تخلف اثر از مؤثر مىشد . تجربيات در مقابل استقراييات قرار گرفتهاند . استقراييات همان تجربيات منهاى قياس پنهانى مىباشند .
4 . متواترات : متواترات قضايايى هستند كه مورد قبول اكثر مردم است و ذهن با قبول آنها شك و ترديد خود را رها مىكند و به جزم و يقين مىرسد . اين قطع و يقين در مورد اخبارى است كه توافق عموم مردم بر كذب آن اخبار ، ممتنع باشد . همچنين ممكن نباشد كه تمام مردم در فهم و درك آن اشتباه كرده باشند ؛ مانند علم ما به شهرهاى دور كه آنها را مشاهده
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٣٠٨