8 . در حكمى كه در مرتبهء حس مىباشد ، خطايى نيست . چشم ، چوب را در آبْ شكسته مىبيند و اين خطا نيست .
9 . خطا در هرجا محقق شود ، در مرتبهء ادراك و حكم و مقايسه با خارج است و گرنه هر حكمى در ظرف خودش صحيح است .
10 . وجود خطا در خارج بالعرض است ، نه بالذات .
11 . در مورد هر ادراك ناصواب ، ادراك صوابى نيز داريم ، چنانكه به حسب واقع هر دروغى ، راستى دارد .
12 . علم حضورى قابل خطا نيست ، چون حقيقت معلوم پيش عالم حاضر است ، بلكه علم و عالم و معلوم وحدت دارند .
پانوشتهها
بديهيات ششگانهء منطق
بديهيات ، اساس قضاياى يقينى هستند و يقين به معناى اخص آن عبارت است از : اعتقاد مطابق واقع كه احتمال نقيض در آن نيست و شناخت آن تقليدى نمىباشد .
بديهيات بر شش نوع است :
1 . اوليات : اوليات قضايايى هستند كه ذاتاً مورد تصديق عقل مىباشند ؛ يعنى عقل بدون توجه به امرى خارج از اين قضايا آنها را تصديق مىكند ؛ به اين ترتيب كه فقط توجه ذهن به طرفين قضيه و نسبت بين آنها كافى است تا عقل بتواند اين قضايا را تصديق كند . در اين قضايا هر وقت تصور حدود يا طرفين قضيه براى عقل ممكن گردد ، به نحوى كه بتواند حقيقت طرفين قضيه را هنگام مواجهه با آن دريابد ، فوراً و بىدرنگ آن قضيه را تصديق مىكند ؛ مثل قضايايى از قبيل كل بزرگتر از جزء خود است ، يا دو نقيض با يكديگر جمع نمىشود .
2 . مشاهدات ( محسوسات ) مشاهدات قضايايى هستند كه عقل به كمك حس بر آنها حكم مىكند . براى تصديق اين قضايا صرف تصور طرفين و نسبت قضيه كافى نيست . با وجود اين در اهميت اين قضايا گفتهاند : « كسى كه حس ندارد ، محققاً علم ندارد . »
حس دو نوع است : حس ظاهر و حس باطن . حس ظاهر شامل پنج قسم است كه عبارت است از : بينايى ، شنوايى ، چشايى ، بويايى و بساوايى .