بوده است . گروهى در عقايد خود الهى شدهاند و گروهى مادى .
روى هم رفته در آن فنى كه از قديم به عنوان « فلسفهء حقيقى » يا « علم اعلا » شناخته شده است ؛ يعنى فن تحقيق در نظام كلى عالم و توضيح سراپاى هستى در اروپا ، چه در قرون وُسطى و چه در دورهء جديد ، پيشرفت قابل ملاحظهاى حاصل نشده است و يك سيستم قوى و قانع كنندهاى كه فلسفه را از تشتت و تفرق و پراكندگى نجات بخشد ، به وجود نيامده و همين امر موجب پيدايش مشربهاى ضد و نقيض در اروپا شده است . و آنچه هم از تحقيقات اروپايى قابل ملاحظه و شايستهء تحسين و تمجيداست و به نام مسائل فلسفى معروف است ، در حقيقت مربوط به فلسفه نيست ، بلكه مربوط به رياضيات يا فيزيك يا روانشناسى است .
والحق بايد انصاف داد كه فلاسفهء اسلامى بيشتر همت خويش را صرف تحقيق در اين فن كردهاند ، خوب از عهدهء اين كار بر آمدهاند و فلسفهء نيمه كارهء يونان را تا حد زيادى جلو بردهاند و با آن كه فلسفهء يونان ، در ابتداى ورود در حوزهء اسلامى مجموعاً بيش از دويست مسئله نبود ، در فلسفهء اسلامى بالغ بر هفتصد مسئله شده است و علاوه ، اصول و مبانى و طرق استدلال ، حتى در مسائل اوليهء يونان به كلى تغيير كرده و مسائل فلسفه تقريباً خاصيت رياضى پيدا كرده ؛ اين خصوصيت در فلسفهء صدرالمتألهين كاملًا هويدا است و بايد انصاف داد كه در اين جهت ، تقدم با دانشمندان اسلامى است . اينها مطالبى است كه در ضمن اين سلسله مقالات با اسناد و دلايل ، بر خوانندهء محترم روشن خواهد گشت .
مدتى است كه موج فلسفهء اروپا به ايران هم رسيده و كم و بيش رسالات فلسفى از زبانهاى اروپايى به فارسى ترجمه شده است و شايد اولين نشريهء فلسفى جديد به زبان فارسى ، ترجمهء رسالهء « گفتار » دكارت است كه در يك قرن پيش به وسيلهء كنت گوبينو و دستيارى بعضى ، ترجمه شده و البته بعدها هر چه بيشتر صيت علوم غربى پيچيد ، نام علما و فلاسفهء غرب هم بيشتر بر سر زبانها افتاد و به تدريج كتابها و رسالههاى بيشترى به زبان فارسى منتشر شد و عدهاى هم از طريق رسالات و مجلات عربى از نظريات جديد آگاه مىشدند . و با اين كه مدتى است كه توجه علاقهمندان جلب شده است كه عقايد و آراى جديد در فلسفهء قديم وارد شود و بين نظريات جديد و نظريات فلاسفهء اسلامى مقايسه شود ، متأسفانه تاكنون اين منظور عملى نگرديده و از آن زمان تاكنون آنچه رسالات فلسفى نشر يافته ، يا صرفاً به سبك قدما بوده و احياناً در مسائل مرتبط به طبيعيات و فلكيات هم كه نظريات جديد به كلى مخالف آنها است ، باز از سبك قديم پيروى شده و يا آن كه صرفاً جنبهء نقل و ترجمهء نظريات جديد را داشته است و چون كه طريق تحقيق و سبك ورود و خروج فلاسفهء جديد با قدما اختلاف كلى دارد و
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٨