تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
از طرف ديگر بيش‌تر مسائلى كه در فلسفهء جديد كم‌تر به آن‌ها توجه شده يا اصلًا مورد توجه قرار نگرفته و در عوض مسائل ديگرى در اين فلسفه مطرح شده كه قدما كم‌تر به آن توجه داشته‌اند يا اصلًا توجه نداشته‌اند ، از خواندن و مطالعهء اين دو رشته كتب فايده و نيتجه‌هايى كه منظور اهل فضل است حاصل نشده است . از اين رو كتاب حاضر ، كه جلد اوّل آن از نظر خوانندگان محترم مىگذرد ، به هيچ يك از دو سبك نگارش فلسفى كه در بالا شرح داده شد ، نگارش نيافته ؛ اين كتاب مشتمل بر يك دورهء مختصر فلسفه است ، مهمات مسائل فلسفه را بيان مىكند و سعى شده است كه حتى الامكان ساده و عمومى فهم باشد تا جميع اشخاصى كه ذوق فلسفى دارند با داشتن اطلاعات مختصرى به فراخور حال خود استفاده كنند و لذا از ذكر دلايل و براهين متعدد در هر مورد خوددارى شده و براى اثبات هر مدعا ، ساده‌ترين راه‌ها و بسيطترين براهين انتخاب شده است . در اين كتاب در عين اين كه از تحقيقات گران‌بهاى هزار سالهء فلسفهء اسلامى استفاده شده است ، به آرا و تحقيقات دانشمندان بزرگ اروپا نيز توجه كامل شده . در اين كتاب ، هم مسائلى كه در فلسفهء قديم نقش عمده را دارد و هم مسائلى كه در فلسفهء جديد حايز اهميت است ، مطرح مىشود و چنان كه در جاى خود توضيح مىدهيم ، در ضمن اين كتاب به قسمت‌هايى برخورد خواهد شد كه در هيچ يك از فلسفهء اسلامى و فلسفهء اروپايى سابقه ندارد ؛ مانند مُعظم مسائلى كه در مقالهء پنجم حل شده و آنچه در مقالهء ششم بيان شده است . در مقالهء ششم با طرز بىسابقه‌اى به نقادى دستگاه ادراكى و تميّز و تفكيك ادراكات حقيقى از ادراكات اعتبارى پرداخته شده است . در اين مقاله ، هويت و موقعيت ادراكات اعتبارى نشان داده مىشود و فلسفه از آميزش با آن‌ها بر كنار داشته مىشود . و همين آميزش نابه‌جا است كه بسيارى از فلاسفه را از پا در آورده است . در اين كتاب ، در عين اين كه فلسفه حريم خود را حفظ كرده ، با علوم ، مختلط نمىشود ؛ رابطهء فلسفه و علم ، محفوظ مانده است ، ولى رابطهء فلسفه با طبيعيات و فلكيات قديم به كلى قطع شده ولَدَى الاقْتِضاء از نظريات علمى جديد استفاده مىشود . مؤلف كتاب حاضر حضرت استاد علّامه ( دام بقاؤه ) كه سال‌ها از عمر خويش را صرف تحصيل و مطالعه و تدريس فلسفه كرده‌اند و از روى بصيرت به آرا و نظريات فلاسفهء بزرگ اسلامى از قبيل فارابى و بوعلى و شيخ اشراق و صدرالمتألهين و غيرهم احاطه دارند و به علاوه ، روى عشق فطرى و ذوق طبيعى ، افكار محققين فلاسفهء اروپا را نيز به خوبى از نظر گذرانيده‌اند و
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 29 | محمد باقر شريعتى سبزوارى