تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
كتابى كه مرحوم اقبال پاكستانى به زبان انگليسى هنگام تحصيل در دانشگاه كمبريج به نام « توسعهء حكمت در اسلام » منتشر كرده است ، به دست نيامده ولى قدر مسلم اين است كه بسيار مختصر و ناچيز بوده است . اين دو نفر ( كنت گوبينو و ادوارد براون ) از مستشرقين بزرگ به شمار مىروند . دانشمند متتبع ، مرحوم شيخ محمد خان قزوينى كه خود در حدود سى سال در كتاب خانه‌هاى مختلف اروپا مشغول مطالعه بوده است و با بسيارى از خاورشناسان رابطهء نزديك و صميمى داشته است ، در مقاله‌اى كه در مجلهء « ايرانشهر » چاپ برلين به مناسبت فوت ادوارد براون منتشر كرده و جزء « بيست مقاله » ايشان ضبط شده است ، دربارهء ادوارد براون مىگويد : « ما بين مستشرقين اروپا و امريكا هيچ كس اين همه زحمت دربارهء ادبيات ايران نكشيده است و مخصوصاً به ادبيات و ذوقيات و معنويات ايران ؛ يعنى به افكار حكما و عرفا و ارباب مذاهب اين مملكت اين اندازه محبت خالص و صميمى از اعماق قلب نداشته است » . ايضاً در همان مقاله ، راجع به كنت گوبينو مىنويسد : « وى از نويسندگان بسيار مشهور فرانسه است و صاحب تأليفات در مواضيع فلسفى و اجتماعى و مذهبى و تاريخى و غيره و مؤسس طريقهء مخصوصى است از فلسفهء تاريخ ، معروف به « گوبينيسم » كه مخصوصاً در آلمان پيروان زياد دارد . وى در سنوات 1271 - 1274 هجرى قمرى به سمت نيابت اوّل سفارت فرانسه در طهران و در سنوات 1278 - 1280 به سمت وزير مختارى همان دولت در همان شهر اقامت داشته است » . چنان كه ملاحظه مىفرماييد يكى از اين دو مستشرق بزرگ ، صدرالمتألهين را تابع مكتب مشاء معرفى مىكند و ديگر در مقام رد قول او به مسطورات يكى از كتب تواريخ و تراجم ( روضات الجنات ) استناد مىكند ؛ يكى مىگويد : اسفار ، سفرنامه است ، ديگرى مىگويد : اسفار - جمع سفر - به معناى كتاب است و اگر اين دو نفر شخصاً ورق اوّل اسفار را مطالعه كرده بودند ، مىدانستند كه اسفار نه جمع سفر است و نه سفرنامه است . آن معلم شفاهى كه ادوارد براون مىگويد كه به گوبينو در ايران فلسفهء ملاصدرا را تعليم مىكرده است ، على الظاهر يك نفر يهودى بوده است به نام ملا لاله زار و با كمك و معاونت او بوده كه رسالهء گفتار دكارت را به فارسى ترجمه كرده است . گوبينو در همان كتاب در ضمن شرح حال صدرالمتألهين ، از استاد وى فيلسوف عظيم الشأن مير محمد باقر داماد به عنوان يك نفر « ديالكتيسين » ( جدلى ) ياد مىكند و پس از آن كه رفتن ملاصدرا را به درس ميرداماد به اشاره شيخ بهائى نقل مىكند ، به نتيجهء تحصيلات ملاصدرا