تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
حقيقت تنها شهود باطن است ( هانرى برگسن ) اين بود بيان مختصرى از سير عقايد و آرا دربارهء ارزش معلومات از دورهء يونان باستان تا عصر حاضر .

علم و معلوم ( ارزش معلومات )

بررسى مسئلهء علم و معلوم را از لحاظ اهميت در جرگهء مسائل درجهء يك فلسفه بايد قرار داد ، زيرا تا ما هستيم سر و كارى به غير علم نداريم . منتها جميع معلومات ما ، يا از طريق علم حضورى به دست مىآيد و يا از طريق علم حصولى . در علم حضورى ، واقعيت و وجود معلوم در نزد عالم حاضر است و علم و معلوم با هم يكى هستند ؛ به عبارت روشن‌تر معلوم بالذات عين علم است و معلوم بالعرض وجود ندارد و شىء ادراك كننده بدون وساطت تصوير ذهنى ، شخصيت واقعى معلوم را مىيابد ؛ مانند ادراك لذت يا اندوه . علم حضورى بر چهار قسم است : 1 . علم نفس به خودش ؛ 2 . علم نفس به موجودات خارجى قبل از تصويربردارى ؛ 3 . علم به معلوماتى كه در ذهن وجود دارد ؛ 4 . علم به ابزار و قوايى كه به وسيله آن ، شناخت حاصل مىشود ؛ مانند چشم و گوش و لمس و بويايى . در علم حصولى ، واقعيت علم با واقعيت معلوم خارجى دوتا است ؛ مثل علم ما به زمين ، آسمان ، درخت و . . . . علم ما به اين اشيا از طريق ترسيم و تصويرى كه از آن‌ها در ذهن ما به وجود مىآيد ، حاصل مىشود و به وسيلهء اين تصويرها حقايق واقعى آن را مىيابيم و به ماهيت آن‌ها پى مىبريم . پس هر چه براى انسان به عنوان شناخت و ادراك حاصل مىشود ، جز علم ، چيزى نيست و عقل و حواس هم ابزار معرفتند . همان‌گونه كه انسان حقايق عينى را از رهگذر حواس ادراك مىكند . تمييز بين حقايق و اوهام و اعتباريات را نيز از طريق عقل مىيابد . مسئلهء علم و معلوم را از آن رو بايد در عداد مسائل درجهء يك فلسفه قرار دارد ، چون با حل