نمىتوانند اين عينك را از چشم خود دور سازند » ؛ اما ماديين مىگويند : « هر فردى از افراد انسان ، جهان را با عينك مخصوص به شخص خود مىبيند و نمىتواند آن را از خود دور سازد . »
فرق ديگرى نيز هست و آن اين كه ، كانت اين عينك را فقط براى مشاهدهء عوارض طبيعت در جلوِ چشم انسان قرار مىدهد و اما مادىها اين عينك را براى مطالعهء هر چيزى حتى رياضيات و فلسفه در جلو چشمِ اشخاص قرار مىدهند .
كانت به نقل مرحوم فروغى مىگويد : « معلوم را تشبيه مىكنيم به مواد غذايى كه بايد به بدن برسد و بدل ما يتحلّل شود . براى [ رسيدن به ] اين مقصود ، بايد مواد خوراكى از خارج داخل معده شود ، آنگاه بايد معده و اعضاى ديگر هاضمه شيرههايى از خود ضميمه كنند تا خوراكىها غذا شود ، سپس خوراكىها به منزلهء احساساتند و شيرهها حكم زمان و مكان ( كه به عقيدهء كانت اين دو غير عينى و از مفهومات قبلى ذهن مىباشند ) را دارند .
چنانكه سابقاً گفتار ارانى را نقل كرديم ، ماديين نيز عين همين تشبيه كانت را تكرار كردند ، تنها اختلاف نظر در نوع شيرههايى است كه ذهن از خود ضميمه مىكند ؛ به عقيدهء كانت آن شيرهها عبارت است از : مفهومات قبلى ذهن و به عقيدهء ماديين عبارت است از : نوع تأثير مخصوص سلسلهء عصبى . بنابراين چه امتيازى در بين است كه ما كانت را شكاك و ايدئاليست و ماديون را رئاليست بدانيم ؟
نظريهء هانرى برگسن
در اين نظريهء هانرى برگسن ( 1859 - 1941 - م ) « 1 » را نمىتوان از نظر دور داشت . وى نيز به يك نوع فلسفهء جزمى مقرون و آميخته به عرفان معتقد است و همان عقيده را كه دكارت و ديگران دربارهء حس داشتند و مىگفتند : حواس ، وسيلهء كشف حقيقت نيست ، بلكه فقط وسيلهء ارتباط عملى پيدا كردن با عالم خارج است ، برگسن نيز [ اين عقيده را ] دربارهء عقل دارد . وى مىگويد :
حس و عقل هيچ يك وسيلهء كشف حقيقت نيستند ، وسيلهء كشف حقيقت ، يك قوهء ديگرى است كه مىتوان آن را قوهء « درون بينى » يا « شهود باطنى » خواند و هم آن كه او را عالىترين مراتب عقل ناميد . برگسن مىگويد : انسان با يك نوع تفكر در « خود » و شهود درونى « نفس » به حقيقت مطلق
هامش
( 1 ) . دانشمند عارفمشرب فرانسوى( Henri Berson )