تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
محسوسات تنها داراى ارزش عملى مىباشند .

نظريهء حسيون

در مقابل عقليون ، دستهء ديگرى از فلاسفه هستند كه آن‌ها را « حسيون » مىگويند . اين دسته هر چند با دستهء اوّل در موضوع فطريات مخالفند و همين اختلاف نظر آن‌ها را از يك‌ديگر متمايز كرده و موجب جدال‌ها و تأليف كتاب‌ها از طرف هر يك براى اثبات نظريهء خود و ابطال نظريهء مخالف شده ؛ اما در نفى ارزش محسوسات عقيدهء دكارت را ، كه سردستهء عقليون است ، قبول دارند . جان لاك ( 1622 - 1704 م ) انگليسى كه سر دستهء حسيون به شمار مىرود ، از دانشمندان بزرگ اروپا است و در روان‌شناسى نظريات قابل توجهى دارد ، دربارهء محسوسات مىگويد : منكر موجودات محسوس شدن ، چندان معقول نيست والبته يقين بر آن‌ها هم مانند يقين بر معلومات وجدانى ( آن چيزهايى كه ذهن بىواسطه ، نسبت ميان موضوع و محمول را تصديق مىكند ؛ مثل علم نفس به وجود خدا و اين كه سه با يك و دو برابر است و اين كه مثلث غير از مربع است ) و معلومات تعقلى ( آن چيزهايى كه ذهن براى درك نسبتِ ميان موضوع و محمول احتياج به تصور معانى ديگر دارد ؛ مانند علم به اين كه مجموع زواياى مثلث مساوى با دو قائمه است و يا اين كه جهان آفريدگار دارد ) نيست و از نظر علمى و فلسفى مىتوان آن‌ها را در زمرهء گمان‌ها و پندارها به شمار آورد ؛ ولى در امور زندگى البته بايد به حقيقت محسوسات يقين داشت . جان لاك در باب تقسيم خواص جسم نيز همان عقيدهء دكارت را دارد و مىگويد : خاصيت بر دو قسم است : بعضى ذاتى جسمند و از آن منفك نمىشوند و آن‌ها را « خاصيت نخستين » مىناميم ؛ مانند جرم و بعد و شكل و حركت يا سكون ، بعضى خاصيت‌ها مربوط به ذات جسم نيستند و عرضند و فقط احساساتى هستند كه به واسطهء خاصيت‌هاى نخستين در ذهن ايجاد مىشوند ؛ مانند رنگ و بو و آن‌ها را « خاصيت‌هاى دومين » مىگوييم . البته اين‌جا اين اشكال پيش مىآيد كه در صورتى كه ما جميع معلومات خود را نسبت به عالم خارج ( به حسب نظر لاك ) مستند به حس مىدانيم و فرض اين است كه حس ارزش يقينى ندارد ، پس از چه راه مىتوانيم حكم كنيم كه بعضى از خاصيت‌هاى جسم ، ذاتى آن‌ها هستند و بعضى