تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

مفهوم سخن فليسين شاله

معناى روشن عبارت آخر او اين است كه ما راهى به شناخت خارج نداريم جز به صورت يك رشته احساس‌ها و صورت‌ها كه در انديشه و ذهن ما پيدا مىشود . پس موضوع تجربيات اگر چه ظرف خارج است ؛ ولى از آن‌جا كه موضوعات خارجى از طريق صورت‌هاى ذهنى براى ما قابل ادراك است ، بنابراين ، حقايق تجربى هم مطابقتى با خارج ندارد . تا آن‌جا كه مىگويد : « بر حسب گفتهء پر مغز اگوست كنت ، وصف بارز حقيقت اين است كه وفاق تمام افكار را در ذهن فرد و توافق تمام اذهان جامعهء انسانى را در يك زمان به حصول مىآورد و وحدت معنوى ايجاد مىكند . »

نقد تعريف فليسين شاله

اولًا ، « حقيقت » نشانه‌هايى دارد كه يكى از آن‌ها توافق افكار بر روى آن مسئلهء حقيقى است . پوزيتيويست‌ها در تعريف حقيقت ، يكى از علايم مفهوم حقيقى را به آثارش تعريف كرده‌اند نه به كنه ذات و ماهيتش . و اين نوع تعريف از اعتبار ساقط است و تعريف حقيقى و اصطلاحى نيست . به علاوه توافق همهء صاحبان آرا بر يك رأى كاذب و خلاف واقع عقلًا محال نيست ، گرچه عادتاً محال به نظر مىرسد . ثانياً ، چگونه ممكن است در يك زمان همهء مردم بر روى يك سلسله مسائل توافق پيدا كنند ؟ امكان توافق عمومى در تعداد معدودى از مسائل امكان‌پذير است نه در كل مسائل ، آن هم در گذشته و حال . وانگهى عدهء قليلى در بديهىترين مسئله ، كه اعتراف به « وجود جهان خارج از ذهن » است ، دچار ترديد و انكار شده‌اند . از طرف ديگر اگر توافق افكار براى ما ملاك باشد ، آيا منظور توافق اكثر است يا توافق اقل ؟ چه بسا اتفاق مىافتد كه اكثر با اقل در مورد شناخت يك مسئله ، دچار اشتباه شده باشند . و بدين ترتيب بسيارى از مسائل از حيطهء علم خارج مىشود ، زيرا توافق همگان فراهم نيامده ، بلكه اكثرى هم در كار نيست و بسا حق با اقل‌ها است نه اكثرها ، زيرا همواره متفكران جامعه در اقليتند . ثالثاً ، تعريف حقيقت كه تابع سليقهء اشخاص نيست تا هر شخص و گروهى تعريفى براى آن