از فلاسفهء جديد اروپا پيرو آن بودند - از راه فلسفهء شكاكان ( سپتى سيسم « 1 » ) ، كه به وسيلهء پيرهون « 2 » در حدود قرن چهارم قبل از ميلاد در يونان تأسيس شد و سپس در حوزهء اسكندريه و اخيراً در اروپا پيروانى داشته و دارد ، جدا مىشود .
هر چند در متن اين مقاله فقط موضوع « كيفيت وقوع خطا » كه دست آويز ايدئاليستها قرار گرفته بررسى شده ، ولى در مقالهء 2 در ضمن پاسخ به شبهات ايدئاليسم « ارزش معلومات » فى الجمله اثبات شد و در نكتهء 2 آن مقاله ، عقايد ماترياليسم ديالكتيك در اين مسئله انتقاد شد .
واميد است كه از مطالعهء اين مقاله كه تحت عنوان « پيدايش كثرت در علم » خواهد آمد با توضيحاتى كه داده مىشود ، براى خواننده حل سه مسئلهء مهم فلسفى حاصل شود :
1 . ارزش معلومات ؛
2 . راه حصول علم ؛
3 . تعيين حدود علم .
با توجه به اين كه محققين و فلاسفهء اروپا در چهار قرن اخير بيشتر همت خويش را مصروف تحقيق در اطراف علم و مسائل مربوط به آن نمودهاند و سه مسئلهء بالا تقريباً محور مسائل فلسفى اروپا به شمار مىرود و با توجه به اين كه مسائل مربوط به علم در فلسفهء اسلامى نيز از بغرنجترين و پيچيدهترين مسائل است ، لزوم امعان نظر در اين مسائل روشن مىشود .
ما به مناسبت اهميت مسئلهء ارزش معلومات - كه موضوع اين مقاله است - و به مناسبت آنكه دانشمندان مادى يك رشته عقايد مخصوص مربوط به اين مسئله دارند و در تحت عنوان ارزش معلومات متعرض مىشوند ، مقدمهء نسبتاً مفصلترى براى اين مقاله مىنويسيم و براى روشن شدن ذهن خوانندگان ، مطالب مربوط را گردآوريم و در ضمن اين مقاله مىكوشيم خلاصهء سير عقايد و افكار را از دورههاى باستان تا عصر حاضر دربارهء اين مسئله شرح دهيم و تبيين دو مسئلهء ديگر را به مقالهء پنجم واگذاريم .
خوانندگان محترم كه علاقهمندند بر روش رئاليسم - كه اين مقالات عهده دار بيان آن شده است - آشنا شوند از مطالعهء روش رئاليسم دربارهء حقيقت كه در همين مقدّمه بيان شده است ، به خوبى واقف خواهند شد كه بسيارى از مكاتب فلسفى كه روش خود را روش رئاليستى
هامش
( 1 ). 1 . Sceptisisme( 2 ). 2 . Pyrrhon