مىشود ، حد مشتركى وجود دارد و بين آنها انفصال و جدايى نيست . به خلاف كميات منفصله كه داراى اجزاى مستقل از يكديگر و از هم جدا هستند . على هذا هر كم متصل مانند خط مستقيم ، خط منحنى ، دايره ، سطح يك واحد داراى امتداد و كشش ( متصل واحد ) است .
« كم متصل بر دو قسم است : ثابت يا ( قارالذات ) و غير ثابت يا ( غير قارالذات ) . كم متصل غير ثابت عبارت است از : زمان و حركت . » « 1 »
دربارهء اين نوع ادراكات دو نكته هست كه از لحاظ فلسفى لازم است مورد توجه قرار گيرد :
نكتهء اوّل : اين كه اين مفاهيم از كجا ناشى شده و منشأ اين تصورات چيست ؟
گروهى از فلاسفهء اروپا كه « عقليون » مشهورند ( كسانى كه به پارهاى از تصورات ناشى از فطرت و غير منتهى به حس معتقدند ) منشأ اين تصورات را فقط عقل مىدانند ، اين گروه مىگويند : چون نقطه ( شىء بدون بعد ) و خط ( شىء يك بعدى ) و سطح ( شىء دو بعدى ) در خارج وجود ندارد و آنچه وجود دارد اشياى سه بعدى ، يعنى اجسام است ، پس منشأ اين تصورات نمىتواند احساس باشد ، زيرا احساس فرع آن است كه محسوس وجود خارجى داشته باشد ، پس اين تصورات مستقيماً از قوهء عقلانى ناشى شده است .
گروه ديگر كه آنها را « حسيون » مىگويند و به فلاسفهء حسى شهرت يافتهاند ، كسانى هستند كه تمام ادراكات و تصورات را منتهى به حس مىدانند ، معتقدند كه ، منشأ تصورات رياضى نيز ادراكات حسى خارجى است . [ اين گروه ] مىگويند : تصور نقطه و خط و سطح و دايره و غيره نيز از ديدن اشيايى در طبيعت براى ذهن حاصل شده است ، لكن آن امورى كه ابتدا منشأ تصور اين مفاهيم هستند مصداق دقيق و واقعى نيستند ، بلكه آنها نمونهء ناقصى براى ذهن هستند و ذهن پس از ادراك آنها با قدرت فعالهء خود مصداق كامل آن نمونهها را مىسازد ؛ مثلًا ديدن اشيايى مانند سر سوزن نمونه شده است كه ذهن تصور نقطهء حقيقى را اختراع نمايد و ديدن چيزهاى باريكى مانند نخ نازك و چيزهاى مدورى مانند ماه شب چهارده براى ذهن نمونه واقع شده كه تصور خط و دايره را به معناى هندسى آنها ابداع نمايد .
هرچند عقيدهء عقليون - داير بر اين كه تصورات مفاهيم هندسى هيچگونه استنادى به احساس ندارد - صحيح نيست و دليلى هم كه اقامه كردهاند و در بالا ذكر شد ناتمام است ( چنانكه در فلسفه
هامش
( 1 ) . مظفر ، المنطق ، ص 149