اگر گفته شود : طول اتاق كمتر از 4 متر و بيشتر از 3 متر است ، در اين صورت بىنهايت طول ، قابل فرض است . براى بهره بردارى بهتر و محاسبهء آسان اين طولها به اعداد كسرى متوسل مىشويم ؛ ولى در حقيقت اين اعداد علايمى هستند براى نشان دادن خطها و طولها ، كه امور متصل هستند . كمك از اعداد براى نشان دادن خطوط به منظور سادگى عمليات است ؛ ولى دقت كافى را ندارد .
در اين صورت بايد قبول كنيم كه امورى داريم كه جز امتداد و كشش چيز ديگرى نيستند ؛ اما بايد دانست كه امتداد و كشش ، ماده يا صفت ماده نيست ؛ لازمهء متصل بودن اجسام ( مثلًا يك قطعه چوب ) اين است كه بتوانيم روى آن نقطهاى فرض كنيم كه نقطه انتهاى قسمت اوّل باشد و همچنين همان نقطه ابتداى قسمت دوم چوب باشد . اين عمل در روى اجسام و مواد محال است ، در حالى كه حقيقت امر متصل همين است كه بتوان روى آن نقطهاى فرض كرد كه آن نقطه مشترك ميان دو قسمت باشد . بعد از اثبات امور متصل و نيافتن اين خصوصيت در ميان موجودات مادى عالم خارج ، بايد معتقد شد كه ، « امور متصل ، امور غير مادى است .
به همين دليل است كه مىگويند : امور هندسى مثل خط و سطح و نقطه ، ذهنى هستند و مثلًا خط و سطح و نقطه در عالم ماده موجود نيستند . البته امور وهمى هم نيستند ، بلكه امور انتزاعىاند . فقط خط ذهنى است كه مىتوان روى آن نقطهء مشترك ميان دو قسمت فرض كرد .
اين خاصيت از جهت غير مادى بودن آن است ، زيرا اگر نقطهاى در روى جسم و يا مادهاى در نظر بگيريد ، آن نقطه ، انتهاى قسمت اوّل و نقطهء كنارى آن ( نه همان نقطه ) ابتداى قسمت دوم جسم است ؛ در اين امور نقطهء مشترك معنا ندارد . » « 1 »
كميّات متصله
به عبارت ديگر از جمله ادراكات و تصوراتى كه براى ذهن حاصل مىشود ، ادراك كميات متصل است . در تعريف كم متصل معمولًا مىگويند : كميتى كه اجزاى آن به هم پيوسته است ؛ مانند خط و سطح . البته واضح است كه منظور اين نيست كه كم متصل بالفعل داراى اجزايى است و آن اجزا وصل به يكديگر است ، بلكه منظور اين است كه بين هر دو جزء كه در آن فرض
هامش
( 1 ) . عطااللَّه كريمى ، شناخت ، ص 71