تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
ماوراى عمل طبيعى است . اين دانشمند با اثبات نظريهء معروف خود در باب « اتحاد عاقل و معقول » و « اتحاد حاس و محسوس » ثابت كرد كه ديدن يك نوع فعاليت ابداعى نفس است كه عمل طبيعى ( فيزيكى ) چشم مقدمهء آن است و پس از انجام يافتن عمل طبيعى ، نفس با قدرت فعالهء خود ، صورت مماثل شىء محسوس را در صقع ( ناحيهء ) خود ابداع و انشا مىنمايد . صدرالمتألهين در جلد چهارم اسفار در مقام رد عقيدهء اصحاب انطباع مىگويد : « و هذا بعد تمامه إنّما يدل على انطباع الشّبح فيه لاكون الابصار به ؛ يعنى ادلهء نظريهء انطباع بر فرض صحت و تماميت دلالت مىكند كه شبح و تصويرى در چشم واقع مىشود ؛ اما دلالت نمىكند كه ديدن به او محقق مىشود . » و راجع به عقيدهء خروج شعاع مىگويد : « و نحن لاننكر أيضاً تحقق الشعاع من البصر إلى المرئى صورته لكن نقول لابد في الرؤية من حصول صورة المرئى للنفس ؛ يعنى ما درصدد انكار اين جهت نيستيم كه شعاعى از چشم خارج مىشود ، حرف ما اين است كه بايد شىء مريى يك صورتى پيش نفس داشته باشد تا ديدن محقق شود . » روى نظريهء صدرالمتألهين هر يك از دو نظريهء فوق ، تنها عمل طبيعى و فيزيكى چشم را توجيه مىكند ، نه حقيقت ابصار و ديدن را از لحاظ فلسفى . مطابق تحقيقاتى كه اخيراً دانشمندان علوم طبيعى از طرفى در باب نور و از طرفى در باب كيفيت ساختمان چشم كرده‌اند ، مسلم شده است كه دو نظريهء فوق حتى از لحاظ توجيه عمل فيزيكى چشم نيز صحيح نيست ؛ يعنى نه انطباع است و نه خروج شعاع . خوانندهء محترم مىداند كه نظريهء جديد در باب ابصار هر چند دو نظريهء معروف بالا را باطل مىكند ، اما نظريهء صدرالمتألهين راجع به اين كه اين‌گونه اعمال طبيعى و فيزيكى حقيقت ابصار را نمىتواند توجيه كند ، به قوت خود باقى است . جوابى كه در متن ، به اشكال داده شده روى اين نظريه است .

پاسخ

بيان گذشته ما متكى به انكار اين حقايق علمى نبوده ، بلكه سخن ما متوجه هدف ديگرى است و آن اين است كه مُدرَك ما به ضميمهء روابط تصديقى ( آن خورشيد است ، اين ماه مىباشد ، آن شىء كوه است ) و فكر نام برده ، يك واحد را تشكيل داده و چيزى را
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 175 | محمد باقر شريعتى سبزوارى