تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
و مورد قبول فلاسفهء بعد از وى واقع شده ، روح ، خود عالىترين محصول ماده است ؛ يعنى مولود يك سلسله ترقى و تكامل ذاتى طبيعت است و طبق نظريهء اين دانشمند هيچ‌گونه ديوارى بين عالم طبيعت و ماوراء الطبيعه وجود ندارد ؛ يعنى ممكن است يك موجود مادى در مراحل ترقى و تكامل خود تبديل به موجود غير مادى شود . پس از بيان اين مقدمات مىگوييم كه مسئلهء مورد اختلاف بين روحيون و ماديون اين است كه ، آيا ادراكات روحى و همچنين خود روح ، مجرد است يا مادى ؟ و به عبارت روشن‌تر اختلاف در ماهيت و چگونگى وجود اين امور است . و مطابق آنچه در مقالهء اوّل به ثبوت رسيد ، تنها با اصول و موازين خاص فلسفى مىتوان وجود شىء را يا چگونگى وجود آن را اثبات كرد و در هيچ يك از چهار قسمتى كه در بالا تشريح شد ، اختلافى نيست كه خلاصه‌اش از اين قرار است : 1 . وجود ادراكات ؛ 2 . انجام يافتن يك سلسله عوامل خارجى ؛ 3 . انجام يافتن فعاليت‌هاى عصبى به هنگام تفكر ؛ 4 . وجود يك سلسله قوانين روحى . ساير استدلال‌هايى كه ماديين در مسئلهء روح آورده‌اند ، همه خارج از موضوع است ، بلكه بعضى از آنان كار را بالاتر كشانيده و مىگويند : چون كه در ضمن تشريح بدن ، روح را نيافته‌اند ، پس روح وجود ندارد . فليسين شاله در قسمت متافيزيك از يكى از علماى علم وظايف الاعضاء موسوم به بروسه ، كه عقايد مادى داشته ، نقل مىكند كه گفته است : « من به وجود روح معتقد نخواهم شد مگر آن كه آن را در زير چاقوى تشريح خود كشف كنم . » حقيقت اين است كه از مطالعهء كتب ماديين اين مطلب به خوبى روشن مىشود كه آنان از عقايد فلاسفهء الهى و روحى و از تصورى كه اين دانشمندان در باب خدا و روح يا ساير مسائل دارند ، اطلاع درستى ندارند و اطلاعاتشان به آنچه كه مردم عوام در باب روح و جن و پرى و غيره مىگويند ، منحصر است و يا به آنچه ايدئاليست‌ها نقل كرده‌اند كه گفته‌هايشان از گفته‌هاى عوام پايين‌تر است . « 1 » در صورتى كه بايد براى كسب اطلاع از يك مدعا به متون اصلى و منابع صحيح
هامش
( 1 ) . بخشى از پاروقى استاد مطهرى تقطيع شده و به قسمت اوّل بحث برده شده است