نقطهنظر سوق برهان از بسيارى از مباحث ؛ مانند مفهوم وجود ، اصالت وساطت وجود يا ماهيت ، وحدت وجود ، تقسيمات وجود ، تشكيك وجود و مقولات نه گانه متأخرتر است .
تمثيل
براى شناخت نحوهء واقعيت علم و ادراك و تجرد آن و اين كه معلومات ما داراى خواص عمومى ماده نيست ، علّامه تمثيلى مىآورد ؛ اما پيش از طرح آن ، براى تقريب بيشتر اذهان خوانندگان تمثيل زندهترى را ذكر مىكنيم :
اگر نقشهء كامل جغرافياى ايران را در كتابهاى درسى مشاهده كنيد ، در نخستين نگاه با يك سلسله خطوط باريك و نقطههاى كوچك به شكل دايره ، علامتگذارى با فاصلههاى كوتاه و بلند ، نام استانها ، شهرستانها ، بخشها ، درياها و دشتها مواجه مىشويد ؛ اما اگر عميقتر نگاه كنيد واقعيت عينى كشور ايران را به يارى اين نقشه دريافت مىكنيد ؛ فواصل را به شكل كيلومتر مىنگريد . نواحى خشك ، جزاير ، كويرها و جنگلها را با عرض دقيق جغرافيايى و فاصلههاى كيلومترى مشخص شده مشاهده مىكنيد ، زيرا با ديدن اين نقشه ، تصويرى در حوزهء ذهن شما بهوجود مىآيد و بدين وسيله تمام اطلاعات جغرافيايى كشور مفهوم مىگردد به گونهاى كه مىتوان طبق اين ترسيم ذهنى با برنامهاى از پيش تعيين شده به مسافرت رفت .
از سوى ديگر اين صورت علمى مانند نقشهء ترسيم شده روى صفحهء كاغذ نيست ، ظرف كرتكس مغز نمىتواند اين همه معلومات را در نقطهء خاكسترى مغز بگنجاند ، در صورتى كه وجود ذهنى در انديشهء جغرافىدان امرى وجدانى و بديهى است . و نيز اين نقشهء ذهنى از سنخ پديدههاى مادى نمىتواند باشد ، زيرا با تغيير و تحول سلولها هيچگونه تغييرى در آن ايجاد نمىشود ، چنانچه نيازى به مكان هم پيدا نمىكند ، چرا كه با تغيير ظرف ، مظروف به حال خود باقى مىماند . پس مكان مادى ندارد ، چون با تحول مكان ، متحول نمىگردد ، بلكه كانون ادراكات انسان ، روح مجرد است و ظرف مظروف مجرد هرگز تابع قوانين ماده نمىباشد . و به اين دليل است كه كوچكى ، بزرگى ، زمان و مكان در ماهيت علم و ادراك هيچگونه تأثيرى ندارد .
اكنون به شرح تمثيل علّامه مىپردازيم :
فرض كنيد قطعه عكسى را به درازاى 12 سانتى متر و پهناى 8 سانتى متر در دستتان گرفته و