تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
نيز منتفى مىشوند . ارتباط اندام‌هاى حسّى با اشياى خارجى ، شرط اصلى تحقق صورت‌هاى حسى است ؛ اما ادراكات خيالى ذهن احتياجى به [ اندام‌هاى حسى و ] خارج ندارد و لهذا ادراكات حسى ، خارج از اختيار شخص ادراك كننده است ؛ مثلًا در مواقع عادى نمىتواند چهرهء كسى را كه حاضر نيست ، ببيند ، يا آوازش را بشنود ، يا بوى گلى را كه موجود نيست ، استشمام نمايد ؛ اما همهء اين‌ها را با ميل و اراده خود هر گاه بخواهد مىتواند با استمداد از قوهء خيال تصور نمايد . مرتبهء تعقل : ادراك خيالى - چنان‌كه دانستيم - جزئى است ؛ يعنى بر بيش از يك فرد قابل انطباق نيست ، لكن ذهن انسان پس از ادراك چند صورت جزئى ، قادر است يك معناى كلى بسازد كه قابل انطباق بر افراد كثيره باشد . عمليات ذهنى به اين ترتيب صورت مىگيرد : پس از آن كه چند فرد و مصداق را از يك نوع ادراك نمود ( مانند احمد و زهرا از نوع انسان ) علاوه بر صفات اختصاصى هر يك از افراد ، به پاره‌اى از صفات مشترك نيز نايل مىشود ؛ يعنى يك معنا را كه در يك فرد ديده دو مرتبه متوجه مىشود كه عين همين معنا در فرد دوم نيز هست و همچنين در سوم و چهارم و . . . اين مكرر ديدن يك معنا در افراد مختلف ، ذهن را مستعد مىكند كه از همان معنا يك صورت كلى بسازد كه بر افراد نامحدودى قابل انطباق باشد . اين نحوه از تصور را « تعقل » يا « تصور كلى » مىنامند . اين سه نحوه ادراك بالوجدان براى انسان وجود دارد و هر كس با علم حضورى آن‌ها را در خود مىيابد . فلاسفهء اسلامى قبل از صدر المتألهين به پيروى از فلاسفهء يونان تنها قوهء عاقله را ، كه مدرك كليات است ، مجرد از ماده مىدانستند ؛ براهينى كه براى تجرد نفس اقامه مىكردند در اطراف قوهء عاقله دور مىزد . صدر المتألهين معتقد شد كه قوهء خيال بلكه همهء قواى باطنى از ماده مجرد هستند و تجرد آن‌ها را نيز از راه عدم تطبيق خواص آن‌ها با خواص عمومى ماده ، كه در اين مقاله شرح آن رفته است ، به اثبات رسانيد . فلاسفهء اسلامى علاوه بر اين سه قسم ادراك ، به ادراك ديگرى نيز به نام « توهم » يا « ادراك وهمى » قائل شده‌اند و در تعريف آن گفته‌اند : ادراك عقلى و درك كلى اشيا ، اگر با اضافه و نسبت به يك امر محسوس و جزئى لحاظ شود ، ادراك وهمى ناميده مىشود ؛ مثل ادراك كلى « محبت » با توجه به اين كه به شخص خاصى نسبت داده شود . مرحوم صدرالمتألهين در جلد سوم اسفار صفحهء 360 تحت عنوان « فى انواع الادراكات »