تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
به چهار نوع ادراك حسى ، خيالى ، وهمى و عقلى اشاره مىكند و مىگويد : « تجريد » لازمهء هر ادراكى است و هركدام از اين چهار نوع ادراك حدى از « تجريد » هستند . ادراك حسى مشروط به سه شرط است : 1 . حضور ماده نزد ابزار ادراك ؛ يعنى موقع لمس و يا مشاهده ، شىء ملموس و مريى در قوهء باصره و لامسه حضور دارد ؛ 2 . وجود وضع و هيئت خاص در مدرك ؛ بدين معنا كه شىء محسوس با همان وضع و هيئت خارجى حس مىشود ؛ مثلًا ستاره در آسمان و احمد در مغازه ؛ 3 . جزئى بودن متعلق ادراك ؛ مثل فلان چيز شخص خاص است . ادراك خيالى ، شرط اوّل صورت خيالى ، ديگر صورت محسوس مادى وجود ندارد . ادراك وهمى نيز از شرط اوّل و دوم و ادراك عقلى از هر سه شرط مجرد است . فرق ادراك وهمى وادراك عقلى بالذّات ، فرق دو نوع ادراك نيست ، بلكه فرق اين دو ، بالعرض و به واسطهء امرى خارج از ذات ادراك است و آن « اضافهء » ادراك عقلى به يك امر محسوس و جزئى است . بنابراين ، ادراك وهمى ، ادراك مغايرى نسبت به ادراك عقلى نيست . پس ادراك بر سه قسم بيش‌تر قابل قسمت نيست : حسى ، خيالى و عقلى . « 1 » در مقالهء پيش گفتيم كه سوفسطايى در حقيقت منكر علم به خارج است و دلايلى كه مىآورد به اين مسئله برمى گردد ، به همين دليل مصنف مىفرمايد : علت طرح مباحث علم به جهت تكميل ابطال نظريات سوفيسم است . و همانا گفتگو در عقايد سفسطه و ايدئاليسم ( مقالهء 2 ) بود كه طرح ابحاث علم مانند هويت علم [ ماهيت علم ] ، اندازهء واقع نمايى علم ، ارزش معلومات ، خطاى علم ، پيدايش كثرت در علوم واختلافات خانوادگى علم را در پى مقالهء دوم ايجاب مىكرد و گرنه اين گفتگو در فلسفه از
هامش
( 1 ) . در مورد چگونگى ساخته شدن مفهوم كلى ، فلاسفهء اسلامى بر دو گروه هستند : بوعلى و پيروان مكتب او - كه در نفس انسان به خلاقيت قائل هستند - مىگويند : نفس انسان به كمك ادراكات جزئى قدرت پيدا مىكند تا يك صورت كلى بسازد كه بر افراد نامحدودى قابل انطباق باشد ، در حالى كه صدر المتألهين در برخى از سخنان خود ، مسئلهء تعالى و صعود مفهوم را از مرتبهء خيال به مرتبهء عقل پيش مىكشد و مىگويد : همان‌طور كه صورت حسى با ريختن برخى از مشخصات به مقام بالاتر ، كه مقام خيالى و بايگانى است ، صعود مىكند و صورت خيالى ، حالت تعالى به خود مىگيرد ، هم‌چنين صورت خيالى با حذف مشخصات ديگر كه به آن جنبهء جزئيت و تشخص مىدهد به مقام برتر صعود كرده ، حالت تعالى به خود مىگيرد و مفهوم جزئى به صورت كلى درمى آيد و رابطهء اين صورت با صورت پيش ، رابطهء توليدى نيست ، بلكه رابطهء صعود و تعالى است . ر . ك : اسفار ، ج 1 ، ص 319 و تعليقهء صدرالمتألهين بر شفاء ، ص 129
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 158 | محمد باقر شريعتى سبزوارى