علم و ادراك
سخنى كه در اين مقاله خواهيم راند ، مربوط به علم ( ادراك ) بوده و به منظور كنجكاوى از هويت و سنخ واقعيت وى مىباشد ؛ بدين معنا كه در اين مقاله بحث خواهد شد كه ، آيا ماهيت علم و آگاهىهايى كه به واقعيتهاى خارجى داريم ، از سنخ ماده است يا از نوع مجرد ؟ آيا ادراكات از مقولهء اعراض است يا مقولهء جواهر ؟ آيا از نوع كميات است يا كيفيات ؟ اگر از كيفيات است ، آيا محسوس است يا نفسانى و سرانجام آيا روح و خواص روحى مجرد است يا مادى ؟
در اين مقاله از طريق علم و ادراك ، تجرد روح به ثبوت مىرسد ، چرا كه معلومات و ادراكات ذهنى در سلولهاى مغز و عصب نمىگنجد ؛ سلولهاى مغز ، تنها وسيلهء ارتباط انسان با معلوماتى است كه با روان انسان وحدت يافته است و خرابى سلولهاى مغزى باعث قطع اين ارتباط مىشود .
در اين مقاله اين مطلب به ثبوت مىرسد كه روح و خواص روحى ، مجرد از ماده هستند و عقيدهء ماديين داير بر اين كه روح و ادراكات روحى از خواص معينهء ماده است ، با توجه به دلايلى كه اظهار مىدارند ، ابطال مىشود .
لازم است يادآورى شود كه علم و ادراكى كه در اين مقاله ماهيت و نحوهء واقعيت وى مورد بحث قرار گرفته است كه آيا از سنخ ماده است يا مجرد از ماده ، اعم است از ادراك حسى و خيالى و عقلى . فرق اين سه نوع ادراك را بيان مىكنيم تا مسائل علم و ادراك را عميقتر بفهميم .
مراتب ادراك
قدما و همچنين متأخرين براى ادراكات انسان از خارج ، سه مرتبه قائل شدهاند : مرتبهء حس و مرتبهء خيال و مرتبهء تعقل .