تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
نه است » ( در مقاله‌هاى گذشته گفتيم كه هر خطا و امر اعتبارى تا مضاف به سوى صحيح و حقيقت نشود ، درست نمىشود ) . پس از درست شدن اين دو مفهوم « است - نيست » هنگامى كه قوه مدركه خاصه نسبت را كه قيام به طرفين است مشاهده مىكند در قضيه سالبه « مانند اين سفيدى آن سياهى نيست » نسبت سلب را به طرفين قضيه مىدهد و به‌وسيله همين كار هر يك از طرفين از آن يكى جدا شده و همديگر را طرد مىكنند و از همين‌جا معناى كثرت نسبى « يا عدد » را مىيابد ، چنان كه در « قضيه موجبه » چون طرفين را از اين معنا « كثرت يا عدد » تهى مىيابد ، با اين حال نام « وحدت » مىدهد و از اين جا روشن خواهد بود كه « كثرت » معنايى است سلبى و « وحدت » سلب سلب است ، ولى چون اين سلب سلب منطبق به نسبت ايجابى « است » مىباشد نسبت وحدت با نسبت ايجاب در مصداق يكى خواهد بود . در اين كار و كوشش ذهنى ، شش مفهوم به دست ما آمد : 1 - مفهوم سياهى . 2 - مفهوم سفيدى . 3 - است . 4 - نيست . 5 - كثرت نسبى . 6 - وحدت نسبى .

مفاهيم حقيقى « مهيات » و مفاهيم اعتبارى « غير مهيات »

مفهوم 1 و 2 « سياهى و سفيدى » را كه ادراك نموديم خود مهيّت بودند يعنى خود واقعيت خارج بودند « هر چه هستند همانند كه هستند » و در عين حال كه خود واقعيت خارج مىباشند اين فرق را با واقعيت خارج دارند كه واقعيت خارج آثار
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 85 | السيد محمدحسين الطباطبائي