تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
عجيب و لطيفى كه در موقع ادراكات مختلف در اعضاى ادراك انجام مىدهيم ، بى آن كه به اين تصرفات و خواص و آثار آنها و اعضايى كه اين تصرفات به وسيله آنها انجام مىگيرد علم داشته باشيم و تشخيص دهيم امكان‌پذير نيست مانند : اعمال تحريك و قبض و بسط كه در عضلات گوناگون براى كارهاى گوناگون ديدن و شنيدن و بوييدن و جز اينها مىكنيم .

اشكال و پاسخ

البته براى نخستين بار با شنيدن اين سخن به ذهن انسان خطور مىكند كه اگر اين‌طور بود انسان يا هر موجود زنده ديگر در آغاز پيدايش خود همه اعضاء و اجزاى وجود خود را تا آخرين حد حقيقتش مىفهميد ، ديگر نيازى به اين همه كاوش‌هاى دور و دراز علمى دانشمندان نبود . ولى بايد متذكر شد كه سخن ما در علم حضورى است نه در علم حصولى ، آنچه را كه ما با بيان گذشته گفتيم كه انسان مىداند با « علم حضورى » مىداند و آنچه را كه دانشمندان با كاوش‌هاى علمى به دست مىآورند « علم حصولى » است و از اين روى كاملًا احتمال مىدهيم كه همه كارهاى بدنى در موجود زنده ، كارهاى علمى و ارادى بوده باشند ، حتى كارهاى طبيعى و مزاجى نيز در اين صف قرار گيرند ، چنان كه اتفاقات زيادى به صحت اين نظر شهادت مىدهند . اگرچه فعلًا برهانى براى اثبات اين نظر در دست نداريم . به هر حال بايد گفت ما با علم حضورى به خودمان و قوى و اعضاى دراكه خودمان و افعال ارادى خودمان علم داريم و در پيش ( مقاله 4 ) گفته شد كه محسوسات با واقعيت خود در حواس موجودند و اين نيز يك نحو علم حضورى بود اگرچه با ساير علم‌هاى حضورى بىفرق نيست ، ولى بايد دانست كه اين علم حضورى ( چهار قسم مذكور ) خود به خود نمىتواند علم حصولى بار آورد ، پس به
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 82 | السيد محمدحسين الطباطبائي