تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
عمق و مسافت‌هاى مختلف و خواص جسمى و روحى گوناگون كه در آن پيداست ، نمىتواند در يك صفحه 12 * 8 بگنجد و نمىتوان هم آن را تصور كرد . بلكه اين عكس منظره را « نشان مىدهد » و گرنه روى صفحه مقوا به جز لكه‌هاى سياه و سفيد چندى كه دوربين عكاسى تهيه كرده ديگر چيزى نيست . ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا .

مقصد اصلى

مشاهده و تجربه به ما اثبات كرده‌اند كه هنگام به كار بردن حواس در نتيجه تأثيرى كه واقعيت ماده در سلسله اعصاب و مغز ما مىكند ، عكس‌العملى مادى در ما پيدا مىشود كه با به كار انداختن حاسّه پيدا شده و با از كار بازداشتن حاسّه از ميان مىرود . و مقارن اين حال چيزى را به نام « ادراك » مىيابيم . هيچ گاه نمىتوانيم بپذيريم كه اين منظرهء پهناور جهان با همهء خصوصيات شگفت‌آورى كه دارد ، با همه خطها و سطح‌ها و جسم‌هاى يك‌پارچه و صاف ( متصل واحد ) كه از آن بر ما جلوه مىكند ، در يك‌پارچه ماده ناچيز عصبى يا مغزى كه اجزاى جدا از هم و متراكم ، كه بالاخره از مجموع بدن ما كوچك‌تر است ، گنجيده و جاى گرفته باشد . و از طرف ديگر اختلافاتى كه هنگام به‌كار انداختن حواس - خطاى حواس - در محسوسات مىبينيم ، نخواهد گذاشت كه بگوييم واقعيت جهان مادى خارج از خودمان را در جاى خودشان ادراك نموده نائل مىشويم . پس اين « صورت ادراكى » نه در ماده ما جايگزين است و نه در ماده خارج از ما .

خلاصه بيان

: چون صورت ادراكى ما خواص عمومى ماده - انقسام - عدم انطباق بزرگ به كوچك - را ندارد ، مادى نيست .