تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
يك واقعيتى است كه اثبات مىشود : ( من - علم - خاصه كاشفيت علم از عدم واقع ) و با تسليم خاصه كشف در اين علم و ادراك خاصه كاشفيت را از ساير افراد علم سلب نمىتوان كرد و اين بيان چند نكته زير را نتيجه مىدهد :

نكته 1

كسانى را كه يك نحوه واقعيت خارج اثبات مىكنند نبايد در صف ايده‌آليست‌ها قرار داده سوفسطى شمرد چنان كه : 1 - بعضى واقعيت را از خواص اجسام به جز خواص هندسى نفى كرده و همه را ساخته ذهن مىدانند - چنان كه دكارت مىگويد خواص هندسى اجسام موجود و خواص غير هندسى كه خواص ثانوى ناميده مانند رنگ و بوى و مزه و كيفيات ديگر موهوم و ساخته‌هاى ذهن مىباشند . 2 - جمعى جسم و خواص جسم را انكار نموده و عالم را مجرد از ماده مىدانند . 3 - جمعى مكان را موهوم مىدانند . 4 - جمعى زمان را . 5 - جمعى زمان و مكان را . اين عقايد اگر چه عموماً پوچ و بى پايه مىباشند و فلسفه پرده از روى آنها برداشته و بطلان هر يك را مانند آفتاب روشن نموده ، ولى چون ارباب اين عقايد جهان با واقعيتى را معتقدند نمىتوان آنها را در ميان سوفسطائيان و تيپ ضد علم نام برد . و همچنين عده ديگرى را از غير فلاسفه كه از غير طريق استدلال سير مىكنند نبايد ايده‌آليست شمرده و با همين ترازو سنجيد مانند : 1 - دسته‌اى از عرفا كه راه وصول به حقايق را تنها كشف ذوقى معرفى كرده‌اند و روش استدلال را منكرند . 2 - گروهى از اصحاب شرايع كه معلومات صحيح را به معلوماتى كه از طريق وحى