تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
است چنان كه دلايلى كه از اين گروه نقل شده ، همه بر دور همين محور چرخيده و عموماً به همين نكته متّكى مىباشند . و از اين جاست كه فلسفه مىگويد : اساس سفسطه مبنى بر اصل عدم تناقض است ، زيرا همه معلومات به حسب تحليل به اين قضيه متكى بوده و با تسليم آن حقيقتى را انكار نمىتوان كرد ، چنان كه با انكارش حقيقتى را اثبات نمىتوان كرد . و نيز با تذكر مقدمه‌اى كه بيان كرديم روشن مىشود كه براى ابطال مذهب اين گروه - اگر اطلاق مذهب به‌دعوى ايشان صحيح بوده باشد - و نقض ادله‌شان ، راه‌هاى بسيارى در دست داريم ، زيرا همين‌كه آنان به سخن درآمده و شروع به تفهيم و تفهّم نمودند ، معلومات زيادى را بدون توجه تصديق نموده‌اند : « متكلم هست ، مخاطب هست ، كلام هست ، دلالت هست ، اراده هست و . . . بالاخره تأثير هست ، عليّت و معلوليت مطلق هست » كه هر يك از آنها در الزام ايشان و روشن كردن حق كافى است .

اينك برخى از شبهات ايده آليسم

ما هرچه دست به سوى واقعيت دراز مىكنيم به‌جز ادراك « فكر » چيزى به دست ما نخواهد آمد ، پس به جز خودمان و فكر خودمان چيزى نداريم و به عبارت ديگر : هر واقعيتى كه به پندار خودمان اثبات كنيم در حقيقت انديشه تازه‌اى در ما پيدا مىشود ، پس چگونه مىتوان گفت : « واقعيتى خارج از خودمان و فكر خودمان داريم » ؟ در صورتى كه همين جمله خودش انديشه و پندارى بيش نيست .

پاسخ

چنان كه روشن است در ضمن همين اشكال ، واقعيتى فىالجمله اثبات شده و آن « واقعيت ما و فكر ما » است كه معلوم ما است و البته اين سخن راست است ، چيزىكه