تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
ظرف خودش موجود و پيش از پيدايش خارجى خود با ماده و در ماده موجود نيست ، در حالىكه امكان آن در ماده موجود و بالفعل است . پس ناچار يكى از اين سه مقدمه خللى داشته يا محتاج به توضيح مىباشد . البته در دو مقدمه اولى نمىشود مناقشه نمود : نه مىشود گفت ماده امكان حوادث و پديده‌هاى تركيبى را ندارد و نه مىشود گفت كه اين امكان موجود خارجى نبوده و پندارى است و گرنه بايد هويت تحولى و تدريجى جهان طبيعت را انكار كنيم ، ولى اگر در مقدمه سومى دقيق‌تر شويم خواهيم ديد كه فعليّتى كه طرف نسبت ماده بوده و امكان در ماده دارد ، تنها نيست بلكه فعليّت‌هاى ديگرى نيز هم تراز و هم عرض آن هستند كه در ماده امكان وجود دارند ، اگر چه بالاخره از ميان همه آن فعليّت‌هاى امكان‌دار ، تنها يكى موجود شده و بقيه در آغوش نيستى خواهند ماند . مثلًا ماده سيب كه در تخم است مىتواند سيب شود و مىتواند - به واسطه سوختن - خاكستر گردد و مىتواند - به‌واسطه تغذيه - جزء غذا شود و مىتواند هزار چيز ديگر شود ، اگر چه به حسب وقوع خارجى تنها يكى از اين فعليّت‌ها جامه تحقق خواهد پوشيد . و از همين جا روشن مىشود كه طرف نسبت ماده همان يگانه فعليّتى كه تنها به وجود آمده و منشأ آثار خارجيه خواهد بود ، نيست . زيرا اين فرض موجب بطلان مقدمه اولى مىباشد و همچنين امكان‌هاى مفروض ديگر دروغ و پندارى نيستند ، زيرا اين فرض موجب كذب مقدمه دوم مىباشد . بلكه همه اين فعليّت‌ها كه طرف نسبت هستند يك نحوه فعليّت وجودى در ماده دارند ، منتهى نه تنها فعليّتى كه موجب ترتب آثار بوده باشد و از اين بيان روشن مىگردد كه امكان داشتن فعليّتى در ماده حقيقت‌اش اين است كه يك نحوه ثبوت وجودى در ماده دارد كه هنوز آثار خارجى فعليّت بعدى را ندارد و پس از آن كه ماده در سير تكاملى خود فعليّت را پيدا كرد آثار خارجى را نيز در خود بروز مىدهد .