تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
اين خاصه نه تنها در صنعت است بلكه صنعت در بدرقه طبيعت اين خاصه را نشان مىدهد و همه تحولات طبيعى در جهان طبيعت ، به دليل تجربه و مشاهده قطعى روى همين قانون مىباشد . تخم سيب است كه مىتواند صورت درخت سيب را بپذيرد ، نه تخم انار و از درخت سيب تنها مىتوان ميوه سيب را چيد نه ميوه ديگر و نه از درخت ديگر . . . و ماده‌اى كه مىخواهد انسان شود ، بايد بيشتر حال پذيرش و صفت امكان صورت انسانى را داشته باشد و گرنه انسانى به وجود نخواهد آمد . پس در هر شكل و صورت وجودى كه پيدا مىشود ، مادهء ويژه‌اى بايد امكان آن را داشته باشد و اين امكان خود به وجود يك امر وجودى است كه با آن ، ميان ماده و صورت پذيرفته خودش ، ارتباط برقرار مىشود . و از آن روى كه در مقاله نهم گفته شد كه ماده با داشتن صورتى عين آن صورت را بار ديگر نمىپذيرد - تحصيل حاصل محال است - بايد گفت اين نسبت يا صفت وجودى ( امكان ) به وجود خود ادامه خواهد داد تا صورت و شكل مطلوب پيدا شود و پس از پيدايش آن امكان مذكور از ميان خواهد رفت ، زيرا خواستن و به خود گرفتن صورتى با داشتن همان صورت معنى ندارد ؛ مثلًا سيب پس از سيب شدن ديگر سيب نمىشود ، مگر اين كه صورت سيب موجود را از خود دور كرده و با حركت و سير ديگرى ، دوباره سيب شود . ما اين صفت وجودى را قوه و صورت وجودى پسين را فعل مىناميم و گاهى به جاى اين دو نام ( قوه و فعل ) دو لفظ ديگر « امكان » و « فعليّت » به كار مىبريم . چنان كه مثلًا مىگوييم تخم ، قوه و امكان درخت شدن را دارد و پس از فعليّت درخت شدن ، قوه سپرى شده و يا امكان تبديل به فعليّت مىشود . و اين نيز بديهى است كه با آمدن فعليّت درخت ، چنان كه امكان درخت از ميان مىرود ، صورت تخم نيز كه قوه درخت به همراه آن بود ، از ميان مىرود . از بيان گذشته نتيجه‌هاى زيرين را مىتوان گرفت :