فلسفى - علمى و تئورىها و انديشههاى ذهنى بىپايه - و به عنوان واقعيت عينى و علمى غيرقابل انكار - همراه بود ، از توسعه و استقبال بيشترى برخوردار مىشد .
از طرف ديگر ، مىدانيم كه از ديدگاه « حزب » ، « هدف ، هر وسيلهاى را مشروع مىسازد » ! و با استناد به همين « مبدأ » تئوريسينها و ايدئولوكهاى حزبى ، هرگز پاىبند آن نبودند كه « حقايق را آن طور كه هست » نشان دهند ، بلكه همانطور كه « دگماتيسم حزبى » و « ديسپلين تشكيلاتى » ! ايجاب مىكرد ، حقايق منعكس مىگرديد تا « وصول به هدف » را آسانتر كند و جاده را براى پيشرفتهاى سياسى هموار سازد !
طبيعى است كه در اين راه ، و با آن انديشه ، اگر « فلسفه » هم قربانى گردد ، باكى نخواهد بود ، چنان كه ارزندهترين فرزندان يك جامعه را هم مىتوان به علت عدم قبول تئورىها و عقايد وارداتى ، با اتهامهاى كليسايى « ارتداد » و « كفر » طرد كرد و يا نابود ساخت و در نشريات حزبى ، آنان را « خائن شماره 1 و 2 . . . » ! لقب داد و ناجوانمردانه سركوب نمود ، چرا كه در منطق « حزب » و بهعبارت بهتر در « دنياى كور حزبى » و « دگماتيسم مادى » جايى براى « حقيقت » و ياران واقعى « حق » وجود ندارد . . . .
البته ما نمىخواهيم كه در مقدمه يك كتاب فلسفى ، مباحث سياسى را مطرح كنيم و پيروان : ماركسيسم ، لنينيسم ، مائوئيسم را رسوا سازيم ، ولى براى آن گروه از كسانى كه به بيمارى چپ نمايى ، مبتلا شدهاند و حتى بدون آگاهىهاى مقدماتى خود را « چپ يا ماركسيست » هم مىپندارند ، نمونههايى از تضاد انديشه و عمل در اردوگاه سوسياليسم ! را نقل مىكنيم ، تا شايد كه در انتخاب راه ، دقت بيشترى بهكار ببرند و با تعقل بهترى وارد ميدان شوند .
« محمد حسنين هيكل » مشاور « عبدالناصر » و سردبير سوسياليست ! روزنامه مصرى « الاهرام » عهد ناصرى ، در مصاحبهاى كه با چوئنلاى - اين يار وفادار مائو ! و نخستوزير تا دم مرگ چين ! - داشت ، از او مىپرسد :
« . . . شما براى لومومبا احترام زيادى قائل هستيد و حتى يكى از دانشگاههاى خود
اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩