اصل شانزدهم : اطلاق ادله وجود ذهنى بر ادله اثبات صور علميه . « 1 »
قد تقدم أن المحاكاة معتبرة في الوجود الذهني ، و الأدلّة السبعة المذكورة دالة على اثبات الصور العلمية فقط لا على محاكاتها ، لكن لما كان المحاكاة متفرعة على تلك الصور ، أطلق على تلك الأدلّة أدلة الوجود الذهني ، إطلاق اسم المسبب على سببه .
قبلا گفتيم كه حكايت از خارج در وجود ذهنى معتبر مىباشد و ادله هفتگانهء مذكورهء در اصل سى و پنجم فقط بر اثبات صورت علميّه دلالت دارند نه بر محاكات صورت علميه لكن چون محاكات ، متفرع بر آن صور علميّه است لذا به آن ادلّه هفتگانه ، ادلّهء وجود ذهنى اطلاق شده است كه اين اطلاق ، اطلاق اسم مسبب بر سبب است .
اطلاق وجود ذهنى بر صور علميه به لحاظ حكايت آنها از اشياء و حقايق خارجيّه مىباشد لذا اين محاكات از خارج در وجود ذهنى تعبيه شده است .
امّا با دقت در ادلّه مذكور در كتاب شريف نهاية الحكمة و همچنين اصل سى و پنجم روشن مىشود كه ادلّه اثبات وجود ذهنى فقط دلالت بر اثبات اصل صورت علميّه در نفس و ذهن دارند . لذا اين سؤال مطرح مىشود كه اگر چنين است پس چرا به اين ادلّه ، ادلّه اثبات وجود ذهنى اطلاق مىشود ؟ حال اينكه اينها ادلّه اثبات صور علميّه هستند و بر محاكات اين صور از خارج هيچگونه دلالتى ندارند .
جواب از اين سؤال مقدّر در اين اصل اينگونه بيان مىشود : از آنجا كه صور علميّه به لحاظ وجود ذهنى بودنشان حكايت از خارج مىنمايند بدين جهت به آنها ادلّه اثبات وجود ذهنى گفته مىشود و گرنه در حقيقت اين ادلّه ، ادلّهء اثبات صور علميّه مىباشند و لا غير .
هامش
( 1 ) . اصل سى و ششم رسالهء النور المتجلّى .