ممكن مىباشد ؟ و اگر ممكن است ، اين نحوه اطلاع بر مغيبات يعنى اشيايى كه هنوز در اين نشئه تحقق پيدا نكردهاند چگونه است با توجه به اينكه آن شىء هم اكنون تحقق نداشته و معدوم و هيچ است ؟ به طور مثال اين فرزند هنوز در نشئه طبيعت به دنيا نيامده است و يا حوادثى كه در صد يا هزار يا يك ميليون سال بعد قرار است اتفاق بيفتد و هنوز اتفاق نيفتاده است پس الان در اين مقطع زمانى آن فرزند مفروض وجود ندارد و هيچ است و همينطور حوادث و وقايع در اين مقطع زمانى هيچ مىباشد پس چگونه ممكن است از آنها خبر داد ؟ در جواب از اين سؤال و اشكال مىفرمايند به اينكه : ما دو نوع معدوم داريم ، يكى معدوم ممكن كه امكان دارد تحقق پيدا كند و ديگرى معدوم ممتنع كه معدوم ممتنع وجود ندارد و محال است كه تحقق پيدا كند مثل شريك البارى و اجتماع نقيضين و امثال آن .
موضوع اخبار در ما نحن فيه قسم اول مىباشد نه قسم دوم ( معدوم ممتنع ) و لذا هيچكس ادعا نكرده است كه مىتواند از معدوم ممتنع اخبار كند چراكه معدوم ممتنع هيچ نحوه تحققى جز در ذهن آن هم در كنف وجود به نحو ذهنى و مفهومى ، تحقق ديگرى ندارد و لذا فرمودهاند : المعدوم المطلق لا يخبر عنه .
به خلاف معدوم ممكن كه اگرچه اكنون حادث به حدوث مادى طبيعى نشده و در نشئه طبيعت ظهور و تجلّى نكرده است لكن در عوالمى كه از لحاظ رتبهء وجودى مقدّم بر عالم مادّه هستند محقق بوده و وجود دارد . همانطور كه قبلا بيان شد با توجه به آنكه سرشت قوه خيال موجود در نفس ناطقه انسان بر محاكات است نفس ناطقه انسانى مىتواند از طريق قوه خيال خود حقايق را در عالم مثال منفصل نظام هستى اصطياد كند و چون عالم مثال و عقل در سير نزولى مقدم بر عالم مادّهاند لذا اگر فردى سعه و قوّت وجودى پيدا كند و بتواند با مثال
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 456
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٤٥٦